و هم ابو الفتوح در ذيل اين آيه چنين آورده است : « و عمرو بن شعيب گفت : آيه در مرثد الغنوى آمد و در عناق [1] . و مرثد مردى بود شجاع و او را دلدل گفتندى و او را رسول عليه السلام نصب كرده بود تا ضعيفان مسلمانان را از مكَّه به مدينه آوردى و اين عناق در جاهليت دوست او بود چون او به مكَّه آمد او را استدعا كرد او گفت : خداى تعالى زنا حرام كرده است [2] گفت : پس مرا به زنى كن به نكاحى كه شما را است او گفت : تا از رسول عليه السلام دستورى خواهم و دستورى خواست خداى اين آيت بفرستاد . . » بايد دانست كه حكم تازيانه در حد زناكاران در قرآن مجيد مورد تصريح شده ليكن حكم رجم چنان كه از پيش هم اشارت شد به صراحت در قرآن مجيد نيامده است بلكه در قضيهء يهود خيبر كه به تفصيل از اين پيش ياد گرديد و آيهء شريفهء ( آيهء 45 از سورهء المائده ) * ( يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِه يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هذا فَخُذُوه وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْه فَاحْذَرُوا وَمَنْ يُرِدِ الله فِتْنَتَه فَلَنْ تَمْلِكَ لَه . . ) * در آن باره نزول يافته و اشاره به آن حكم مىباشد بعلاوه در سنّت قولا و فعلا تصريح واقع گرديده است . از جمله موارد سنّت فعلى راجع به رجم علاوه بر قصهء ماعز بن مالك كه از اين پيش آورده شد قصهء رجم زنى است كه در سال نهم از هجرت واقع شده است . مجلسى در بحار باب « قدوم الوفود على رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم » از المنتقى تاليف كازرونى نقل كرده كه در سياق حوادث سال نهم از هجرت آن قصه را بدين مضمون آورده است :
[1] - در كتاب « التبيان » چنين آورده است : « و قال مجاهد و الزّهري و الشعبى ان التى استؤذن فيها ام مهزول » بنا بر اين شايد ام مهزول كنيهء همان عناق باشد . [2] - از اينجا دانسته مىشود كه اين احكام ، چنان كه سابقا اشاره شد ، در همان آغاز هجرت صدور يافته است .