ب - نهى از مهربانى به اسقاط همه يا برخى از عدد حدّ يا آهسته تر زدن از حد معمول يا شفاعت و وساطت نسبت بهر يك از آن امور . ج - امر به اشهاد . و در آيهء 3 از اين سوره كه بعد ذكر گرديده * ( الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ) * حكم حرمت نكاح با زانى و زانيه آورده شده است . در جاهليت معمول بوده كه : « مردم فرومايه زنان ناپارسا را به زنى كردندى به طمع كسب ايشان و آن را طعمه ساختندى » در آغاز اسلام گروهى از « مستمندان و درويشان از اهل اسلام را انديشه افتاد كه همچنين كنند از پيغامبر دستورى خواستند » اين آيه نزول يافت و بموجب آن نكاح آن زنان بر ايشان حرام گرديد . از عكرمه نقل شده كه گفت : اين آيه در بارهء زنان زانيه كه در مكَّه و مدينه مىبودهاند نازل گرديده شمارهء اينان زياد بوده و « از مشاهير ايشان نه زن بودند صواحب رايات چون علمهاى بيطار تا ايشان را به آن بشناختندى : يكى امّ مهزول كنيز سائب بن ابى سائب المخزومي ، و امّ غليط بود كنيزك صفوان بن اميّه ، و هبة القبطيه بود كنيزك عاص بن وائل و مزنة كنيزك والك بن عميلة بن الساق ، و حلاله بود كنيزك سهيل بن عمر ، و امّ سويد بود كنيزك عمرو بن عثمان المخزومي ، و شريفه بود كنيزك دمعة بن الاسود ، و فرشه بود كنيزك هشام بن ابى ربيعه بود ، و قريبا بود كنيزك هلال بن انس و خانه هاى ايشان را « خرابات » خواندندى در جاهليت [1] »
[1] - از اين كه همهء اين خراباتيان كنيز بودهاند معلوم مىشود در زمان جاهليت به آن اندازه حرص و طمع و پستى در عرب ريشه داشته كه حتى اعيان و مشاهير آنان نيز از اين راه زشت و پست ، كسب مىكرده و كنيز مىخريده يا اسير مىگرفته و او را بدين كار زشت وا مىداشته و از اين طريق ، ثروت و مال فراهم مىآوردهاند ! !