به تفصيل آورده شده است [1] كه از آن جمله مشهورتر قصهء ماعز [2] مىباشد و آن بنقل و عبارت ابو الفتوح چنين مىباشد « بريده روايت كند و گويد : ماعز بن مالك به نزديك رسول آمد و گفت : يا رسول الله انّي زنيت فطهرنى من زنا كردهام مرا پاك كن رسول ( ص ) گفت : برو توبه كن و آمرزش خواه از خداى تعالى . پارهاى برفت پس باز آمد و گفت : يا رسول الله زنيت فطهرنى . رسول همان بگفت : برفت پارهاى و باز آمد و هم اين سخت گفت و رسول همان جواب داد ، تا چهار بار ، به بار چهارم رسول گفت : تو ديوانهاى ؟ گفت : نه از صحابه پرسيد و گفت : از اين ديوانگى هيچ دانى ؟ گفتند : نه يا رسول الله . گفت : بنگرى تا مست هست . بديدند مست نبود . رسول ( ص ) گفت : زنا كردى محصن بودى ؟ گفت : بلى . رسول ( ص ) بفرمود تا او را رجم كردند . . »
[1] ابو الفتوح در ذيل تفسير آيه * ( وَاللَّاتِي يَأْتِينَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِكُمْ از سوره النساء قسمتى از آنها را نقل كرده است . [2] بتقديم عين مهمله بر زاء معجمه .