و بيست و چهار تن به مدينه رفتند و در جنگ بدر به سعادت شهادت رسيدند . بهر حال فشار و آزار مشركان بر پيغمبر ( ص ) و ياران و تبار او به حدى رسيد كه خود پيغمبر ( ص ) و بنى هاشم نيز ناگزير مدتى از شهر مكه بدره ها پناه برده و در آنجا محصور گشتند ، چه مشركان بموجب عهدنامهاى كه چهل تن از بزرگان ايشان امضاء كردند همسوگند و يك سخن شدند كه با بنى هاشم چيز نخورند ، سخن نگويند ، داد و ستد نكنند ، به آنان زن ندهند ، و از ايشان زن نگيرند و با هم در يك محضر جمع نگردند تا اين كه محمد ( ص ) را به ايشان تسليم كنند و او را بكشند . كازرونى در « المنتقى » ( بنا بنقل صاحب بحار ) و غير او در كتب خود اين مفاد را آوردهاند « در سال هشتم از بعثت قريش همعهد و همسوگند شدند كه با پيغمبر دشمنى ورزند زيرا پس از اين كه حمزه به اسلام در آمد و نجاشى مهاجران اسلامى را در حبشه پذيرفت و حمايت كرد و ابو طالب و بنى هاشم و بنى - عبد المطلب به حمايت پيغمبر به پاى خاستند و از تسليم او به مشركان قريش سرباز زدند اسلام در ميان قبائل عرب شيوع و نفوذ يافت و كوشش مشركان در پوشاندن آن نور الهى بى اثر ماند بلكه به حكم * ( . . وَيَأْبَى الله إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَه . . ) * به كورى چشم مشركان آن نور مبين رو به كمال نهاد . « كفار قريش چون از تسلط بر پيغمبر ( ص ) نوميد گشتند اجتماع كردند و پيمانى ميان خود بدين مضمون نوشتند كه با بنى هاشم و بنى عبد المطلب مزاوجت و معاملت نكنند و اين صحيفه را از كعبه آويختند پس از اين پيمان به ستمگرى و سخت گيرى پرداختند و بر هر كس از اهل اسلام كه دست مىيافتند دست تعدى و جور مىگشادند . ابتلاء اسلاميان شديد و فتنه در ميان ايشان عظيم شد . و تزلزل و اضطرابى سخت پديد گرديد قريش با بنى عبد المطلب از در مخاصمت و جفاكارى در آمدند و شر در ميان ايشان به شور افتاد و اگر اندك ملاحظه و رعايتى مىبود از ميان برخاست و ايذاء و آزار