بهر حال شرح حال خوارج و ترجمه بزرگان ايشان منظور نيست و از جنبهء فقهى هم چنان كه گفتيم اطلاع نويسنده نسبت به فقه ايشان محدود مىباشد ليكن از همين نمونه ها كه ذكر شد و از مطالعهء احوال ايشان طرز فكر آنان در فقه تا حدّى روشن مىگردد [1] اكنون به همين مختصر كه در پيرامن « عهد صحابه » آورده شد اقتصار مىرود و گفتگو در بارهء شئون فقهى اين عهد در همين موضع خاتمه داده مىشود . بحث و فحص تفصيلى از عهود ديگر را كه در اين اوراق بطور اجمال و فهرست ياد كردهايم به ديگر مجلَّدات اين كتاب موكول ساخته و بخواست خدا آنها را تشريح و مباحث مربوطه را استيفاء خواهيم كرد . خداى را سپاس گزارم كه بر جمع و تحقيق اين قسمت موفقم داشت و از درگاه او خواستارم كه در آينده از توفيق تعقيب و تكميل برخوردارم فرمايد . و له الحمد اوّلا و آخرا و به الاستعانة و عليه التكلان ظاهرا و باطنا . تهران : 23 اسفند ماه 1326 شمسى غرهء جمادى الاولى 1367 قمرى هجرى محمود - شهابى خراسانى < / لغة النص = فارسي >
[1] اخيرا شنيدم كتابى در فقه خوارج در اين اواخر در مصر به چاپ رسيده است . در هنگام نوشتن اين اوراق كه بايد در تسليم آنها به انجمن تأليف و ترجمهء دانشگاه تسريع و تعجيل شود براى تحصيل آن كتاب مجالى حاصل نشد در آينده اگر چنان كتابى باشد و مطالعه اش ميسور افتد و مطالبى قابل توجه نسبت به تفقّه و تحوّلش در آن به نظر رسد بايد بر اين اوراق افزوده شود .