8 - اطلاق كلمهء « اجتهاد » در عهد صحابه بر نظير معنى مصطلح كلمهء « اجتهاد » ريشه و اصل آن بمعنى كوشش كردن مىباشد . در قرآن مجيد در مواردى از قبيل آيهء * ( الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا ) * بمعنى كوشش علمى و عملى در راه خداشناسى و در راه دين به كار رفته . ابن حزم همين جهت را در نظر داشته آنجا كه در كتاب « المحلَّى » گفته است : « و الإجتهاد انّما معناه بلوغ الجهد فى طلب دين الله ، عزّ و جلّ ، الَّذى أوجبه على عباده . . » اين كلمه در صدر اسلام چنان كه بمعنى اعمّ از كوشش در بارهء اصول عقائد و فروع احكام استعمال شده در بارهء خصوص هر يك از اين دو نيز به كار رفته است . در بارهء خصوص كوشش عملى يعنى كوشش در عبادت و زهد نيز زياد استعمال شده است و شايد در قرون اوّليهء اسلام موارد استعمال اين لفظ به اين معنى اخير ، اگر استقصاء شود ، از استعمالات ديگر آن كمتر نباشد . ابو نعيم به اسناد خود از طارق بن شهاب چنين آورده است : « انّه بات عند سلمان ينظر ما اجتهاده ؟ قال : فقام يصلَّى من آخر اللَّيل فكانّه لم ير الَّذى كان يظنّ فذكر ذلك له فقال سلمان : حافظوا على هذه الصّلوات الخمس فانهنّ كفّارات لهذه الجراحات ما لم تصب المقتلة » ( يعنى الكبائر ) . و از اين قبيل است عبارت عبد الله بن مسعود « أنتم اكثر صياما و اكثر صلاة و اكثر اجتهادا من اصحاب رسول الله ( ص ) و هم كانوا خيرا منكم قالوا يا ابا عبد الرحمن ؟ . . »