و هم عبارت عبد الله بن عباس در بارهء خوارج [1] « فدخلت على قوم لم أر قوما قطَّ اشدّ اجتهادا منهم : أيديهم كانّها ثفن ابل و وجوههم مقلَّبة من آثار السّجود . . » بهر حال آن چه در اين مورد بيان آن منظور مىباشد اينست كه در همان صدر اوّل اسلام بلكه حتى در زمان خود پيغمبر ( ص ) لفظ اجتهاد بمعنى كوشش در راه استنباط احكام فرعى به كار رفته است . براى نمونه چند مورد در زير ياد مىگردد : 1 - حديث معاذ « اجتهد رأيى » [2] كه شايد مكرّر در اين اوراق آورده شده است . 2 - عبارت خليفهء دوم ( يا ابن مسعود ) « و انّ الاقتصاد فى السّنّة خير من الاجتهاد فى الضّلالة . » 3 - ابن حزم در كتاب المحلَّى به عباراتى مختلف و شايد اسنادى متعدد از جمله به اين عبارت از پيغمبر ( ص ) اين روايت را آورده است : « اذا حكم الحاكم فاجتهد ثمّ فاصاب فله أجران و اذا حكم فاجتهد ثمّ اخطا فله اجر » . 4 - رواياتى كه از اين پيش از على عليه السّلام نقل شده و لفظ « جهد رأى » در آنها به كار رفته است .
[1] وقتى كه از على ( ع ) اجازه گرفته كه برود با خوارج صحبت بدارد تا شايد بتواند ايشان را از راه كج و باطل برگرداند . [2] - ابن عبد البر ( متوفى 463 ) در كتاب « جامع بيان العلم و فضله » اين حديث را به طرقى متعدد نقل كرده است .