نام کتاب : ادلهء اثبات دعوى ( فارسي ) نویسنده : علي اكبر محمودي دشتي جلد : 1 صفحه : 75
ولى اين روايت ، ضعيف به نظر مىرسد چرا كه محمد بن حفص كه در سند اين روايت آمده مجهول است و آن " محمد بن حفص " كه وكيل ناحيه مقدسه و از اصحاب امام حسن عسكرى ( عليه السلام ) است اين شخص نمىباشد ، زيرا آن محمد بن حفص از اصحاب امام حسن عسكرى ( عليه السلام ) است و ابراهيم بن هاشم كه از اصحاب امام رضا و امام جواد ( عليهما السلام ) مىباشد نمىتواند از او روايت كند و همچنين او كه از اصحاب امام عسكرى ( عليه السلام ) است نمىتواند از " منصور " كه از اصحاب امام صادق ( عليه السلام ) است روايت نقل كند . وبدين جهت روايت قابل استناد نبوده و فاقد حجيت است . وجه ديگر آن است كه با صرف نظر از روايات وارده در مورد تعارض بينات بگوئيم : بينه ها با يكديگر تعارض نموده و در نتيجه تساقط مىكنند و بعد به قاعده يد و اماره بودن آن رجوع مىكنيم و دعوى آن كس كه مال در دست اوست مقدم خواهد بود . چرا كه تصرف و استيلاى او دليل بر مالكيت است و دعوى معارض ندارد . ممكن است اين سؤال به ذهن بيايد كه وقتى بينه هاى طرفين و اماره يد با يكديگر تعارض كردند ، هر سه تساقط مىكنند و جايى براى رجوع به اماره يد نخواهد ماند . در پاسخ بايد گفت كه : اصولا دلالت اماره يد نسبت به دلالت بينه ضعيف تر است وبينه قوى با اماره ضعيف تعارض نخواهد كرد ، بنابر اين فقط دو بينه تعارض و تساقط كرده ولى اماره يد به عنوان مرجع نهايى باقى خواهد ماند . اما در فرض ششم كه مال در تصرف هيچيك از متنازعين نبوده و هر دو مدعى مال باشند و هر دو نيز بر مالكيت خود نسبت به آن مال ، دليل وبينه اقامه نمايند . در
75
نام کتاب : ادلهء اثبات دعوى ( فارسي ) نویسنده : علي اكبر محمودي دشتي جلد : 1 صفحه : 75