responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : سؤال وجواب ( فارسي ) نویسنده : السيد اليزدي    جلد : 1  صفحه : 16


جارى است ، و بقاء موضوع ، در مثل او شرط نيست ، مثلا اگر زيد در سابق عادل بود ، حال شك دارد كه آيا موجود است ، يا وفات كرده ؟ و بر فرض وجود ، شك دارد كه آيا عدالت او باقى است ، يا نه ؟ گفته مىشود : الاصل ، بقاء عدالت زيد ، اگر حكم بار باشد بر آن ولو موضوعش معلوم نباشد ، مثل صورت نذر اين كه اگر عدالت زيد باقى است يك قران به فقير بدهد ، پس استصحاب مىكند عدالت مضافه به زيد را ، و حاجت به اثبات وجود زيد ندارد .
و از اينجا مبين مىشود كه اجراء اين استصحاب ، مستلزم حكم به وجود عرض بدون محل نيست ، چرا كه عرض را ، با وصف كونه في المحل اثبات مىكند اگر چه خود محل را در حد خود اثبات نكند .
و اما استصحاب كريت ، پس خوب است لكن به شرط اين كه نقصان آب خيلى كم باشد كه در نظر عرف اين آب را همان آب سابق حساب كنند ، و الا از اين جهت مشكل مىشود . و در اينجا استصحاب ديگرى است كه به گمان حقير بهتر از آن است و آن ، استصحاب بقاء عصمت اين آب موجود است ، اگر چه تفاوت بين السابق واللاحق هم زياد باشد ، چون كر كه معصوم است ، جميع اجزاء آن معصوم است كه به ملاقات نجاست ، نجس نمىشود ، لكن به شرط الاتصال بالباقى ، پس اگر قدرى از آب برداشته شود و شك شود در اين كه از كريت افتاد ، يا نه ؟ ممكن است گفته شود : هذا الماء الشخصى حين الاتصال بالجزء الزائل كان معصوما ، و الاصل ، بقاء عصمته . و زوال اتصال ، منشأ شك است ، و الا اين آب ، همان آب سابق است . و در آن حال تمام احكام كريت بر او جارى بود ، به رفتن بعض آب ، شك مىشود در زوال آن احكام ، پس تغييرى در موضوع نيست ، بلكه جميع اركان استصحاب موجود است .
گفته نشود كه آن احكام ، به قيد الاتصال بالباقى بود ، و قيد رفته است . چرا كه گفته مىشود كه قيديت ، معلوم نيست ، چون محتمل است كه ازيد از كر بوده پس آن جزء زائل ، دخل در حكم نداشته [ است . ] بلى ، آن اتصال ، شرط علم به حكم است ، نه شرط اصل حكم .
< / السؤال = 195 > < السؤال = 434 > < السؤال = 595 > < السؤال = 2897 > سؤال 18 : هل تجوز الصلاة على سجادة بعض اطرافها متنجس ؟ اى يكتفي بطهارة موضع الجبهة ، ام لا ؟ ولو كانت محشوة من قطن ، هل تطهر بغسل ذلك الطرف المتنجس وحده وصب الماء على وجه واحد ، او يلزم ادخالها الماء الكثير ، او غسلها بالقليل جميعا اى كلها ؟
لو ان كعب شربة ماء من الخزف يجرى منه ماء ولا يحافظ عليه من النجاسة فالماء النافذ

16

نام کتاب : سؤال وجواب ( فارسي ) نویسنده : السيد اليزدي    جلد : 1  صفحه : 16
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست