زمانى گروهى متخصص و عامل به كليات اسلامى و عارف به مسائل و پيش آمدهاى زمان عهده دار اجتهاد و استنباط حكم مسائل جديد از كليات اسلامى بوده باشند . ( 1 ) آرى زمان به سرعت پيش مىرود ، قهرا مقتضيات زمان ، مسائل جديدى را در زندگى انسان پديد مىآورد كه در زمان هاى گذشته موضوع آن ها هنوز محقق نشده بود ، براى پاسخ به اين نياز بزرگ فقهاى زنده و روشن بينى لازم است كه پا به پاى زمان پيش روند ، مفاهيم و كليات اسلامى را با زندگى نوين جهانى بشر تطبيق كنند تا بر حسب پيشرفت علم و آگاهى مردم ، تلقى و برداشت مذهب را در ذهن و انديشه تحول ببخشند وفقه را بر حسب نياز زمان و به ميزانى كه در هر زمان امكان كشف و فهم بهتر آن حقايق مىرود ، ممكن سازند تا مذهب در چهارچوب شرايط كهنه و گذشته نماند و منجمد نشود و از زمانش واپس نيفتد . در يكى از اخبار اجتهاد و تقليد مىخوانيم : و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا ( احاديثنا ) فانهم حجتى عليكم وانا حجة الله ( 2 ) شخصى به نام اسحاق بن يعقوب نامه اى براى حضرت ولى عصر ( عج ) مىنويسد و از مشكلاتى كه برايش رخ داده ، سؤال مىكند و محمد بن عثمان عمرى ( نماينده آن حضرت ) نامه را مىرساند . پاسخ نامه به خط مبارك صادر مىشود كه در حوادث و رويدادها به راويان حديث ما رجوع كنيد ، زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدايم .
1 - شفا ، آخر الهيات 2 - وسائل ، ج 18 ، ص 101 ; كتاب القضاء ، باب 11 ، حديث 9 ; اين حديث را مرحوم شيخ طوسى در كتاب الغيبه وطبرسى در الاحتجاج نيز نقل كرده اند .