responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : الطب الكبير يا فرشته نجات ( فارسي ) نویسنده : محمد سرور الدين    جلد : 1  صفحه : 202


پس او سلاخخانه را اختراع كرده است .
اين اختراع ظريف انسان متمدن كه هيچ جانورى به اين رذالت شكار خود را نميخورد ، براى پوشانيدن جنايات قبيح خود ، آن را هميشه دور دست ودر پرتگاه مى سازند . ما بين جانوران درنده نيز هر كدام دشمن عدهء معدودى هستند وبديگران آزار نمىرسانند ، مثلا شير ، آهو وگوزن وغيره را شكار مىنمايد وبه پرندگان و حيوانات كوچك كارى ندارد . نهنگ تنها ماهى مىخورد . گربه موش وپرندگان كوچك را مىگيرد وغيره . اما آدميزاد شكمپرست مىخواهد همه را بخورد ودر زندان بيندازد وبارش را بدوش آنان بگذارد وشكنجه ها بنمايد .
در اينجا چند بيت از اثر دانشمند معاصر حضرت آقاى مخبر السلطنه ( مهدى قليخان هدايت ) مىنگاريم :
شير وببر وخرس وكفتار وپلنگ * * گرشكارى را همى آرد بچنگ بهر سد جوع باشد در كفاف * * نى براى جمع كردن بر گزاف گر خورش از بهر قوت زندگيست * * مرغ وكبك وماهى اى مسرف زچيست ؟
خوان خود از هر رقم رنگين كنى * * معده را از اين وآن سنگين كنى از شكار ار ببر چنگ خود بهشت * * او ندارد دست اندر زرع وكشت تو نبات وجانور با هم خورى ، * * همچنين عرض شرافت مىبرى در مسلمانى نه خود اسراف نيست ، * * گر مسلمانى ، پس اين اسراف چيست ؟
يكى از شعراى حساس آقاى ( پژمان ) ، چندين حكايت بنظم ويك قصيده در موضوع گياهخوارى ومظالم انسان نسبت بحيوانات گفته‌اند واز آنها نسخه اى به بنده التفات كردند ، در اينجا چند بيت از ايشان انتخاب مىشود :
قسمتى از گفتار گرگ به آدميزاد دارد هزار گونه غذا جنس آدمى * * ليكن مرا خوراك بجز اين نه در خور است دندان ومعدهء تو گواهى دهد بصدق * * كانسان دم بريده ذاتا علفخوراست من گوسپند را كشم وميخورم وليك * * تشريح كار آدميان خجلت آور است

202

نام کتاب : الطب الكبير يا فرشته نجات ( فارسي ) نویسنده : محمد سرور الدين    جلد : 1  صفحه : 202
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست