نام کتاب : نابغه فقه و حديث ، سيد نعمت الله جزائري نویسنده : سيد محمد جزائري جلد : 1 صفحه : 431
نگارنده گويد : آثار و نشانههاى جعل ، از اين داستان آشكار است . زيرا كه ناقل معين نكرده كه سيد در كدام اجازه اين مطلب را نوشته ، و نقل چنين داستانهائى در اجازات معهود نبوده و خواب ، حجيّت شرعى نداشته تا آن پيمان را ببندند ، و پيمان بستن بر امرى كه خارج از اختيار و قدرت بشرى است ، از دو نفر دانشمند واقع نمى شود . و مضمون اين داستان ، كذب آن را ظاهر ساخته زيرا كه سيد نعمت اللّه هنگام مرگ علامه مجلسى ( 27 ماه رمضان 1110 ) مقيم شوشتر بوده نه اصفهان و گرفتن شست ميت در خواب جهت شنيدن حقائق و اسرار از او ، معلوم نيست كه در روايات صحيحه تأييد شده باشد . و مستفاد از اين خواب موهوم آنست كه : تمام خدمات ارزنده علامه مجلسى بى نتيجه بوده و فقط كمك به آن بدهكار ، كه ممكن بود به دست غير مسلمانى هم واقع شود او را نجات داده ! از همه اينها گذشته با صراحت آيه شريفه ( قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللّهِ التي أخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْق ) [1] شبههاى در جواز بهزيستى و استفاده از لباسهاى فاخر و خوراكهاى لذيذ و طاهر و ساير مواهب الهى و نعمتهاى پروردگار نيست و حكم آن بسى روشن و ظاهر است ، و از سيد بزرگوار بسيار بعيد و ناگوار است كه در چنين موضوعى بر علامه مجلسى زبان انتقاد گشوده باشد . و اما رفتار امير المؤمنين ( عليه السلام ) كه به نان جو قناعت نموده و نعلين را وصله مى كرده تا جائى كه از پينه دوز شرم داشته ، پس آن در حال خلافت ظاهرى ، جهت