نام کتاب : نابغه فقه و حديث ، سيد نعمت الله جزائري نویسنده : سيد محمد جزائري جلد : 1 صفحه : 429
جائز دانسته والبته قول قول او است « القول ما قالت حذام » ولى اگر او خبرى در اين خصوص ديده و به ما مى رسيد شايد معناى ديگر از آن مفهوم ما مى شد ; زيرا كه انظار دانشمندان در فهم اخبار متفاوت است . 8 - شنيدم از مرحوم عالم جليل سيد آقاى امام ، كه وقتى علامه مجلسى و جدّ اعلى در يك مهمانى بودند ، ميزبان مرغ بريان شدهاى را كه براى آن دو تهيه ديده بود آورد و چون مرحوم مجلسى بزرگتر و استاد سيد بوده ، جلو او قرار داد ، موقع صرف طعام ، سيد خواست كه از مرغ استفاده كند آن را نزديك خود آورد ، علامه مجلسى به شوخى فرمود ، سيدنا : چگونه مى خواهيد نقل ميت كنيد با اين كه آن را حرام مى دانيد ؟ سيد فورى جواب داد نقل به اماكن مشرفه اشكالى ندارد . و باز هم از سيد مرحوم مرقوم شنيدم ، كه جدّ اعلى سه حاجت داشت دلش مى خواست امير المؤمنين ( عليه السلام ) را در خواب زيارت كند و سيادت خود را كه از طريق ظاهر ثابت است ، و همچنين اباحه دخانيات را ، از راه غير معمولى كشف كند . پس شبى در عالم رؤيا امير المؤمنين ( عليه السلام ) را ديد كه به غلام خود قنبر فرمود قليانى بياور براى سيد نعمت اللّه ، از خواب كه بيدار شد هر سه حاجت را روا شده يافت . 9 - در روضات الجنات : 123 و منتخب التواريخ : 711 مذكور است كه يكى از فضلاء اهل نجف از يكى از اجازات سيد نعمت اللّه نقل كرده كه سيد در آن اجازه فرموده : علامه مجلسى نسبت به ظاهر خود و منسوبان ، از نظر پوشيدن لباسهاى فاخر و حفظ زيبائى و شكوه ظاهر ، مقيد بود و اين معنى مرا متأثر ساخته بود ، چه آنكه دنيا در نظر ائمه هدى ( عليهم السلام ) قدر و قيمت نداشته و آن بزرگواران علاقهاى به آن نشان ندادهاند و روش علامه مجلسى با رفتار آنان سازگار نبود .
429
نام کتاب : نابغه فقه و حديث ، سيد نعمت الله جزائري نویسنده : سيد محمد جزائري جلد : 1 صفحه : 429