نام کتاب : لغات در تفسير نمونه نویسنده : مكارم شيرازى، ناصر جلد : 1 صفحه : 618
تكرار ملالتانگيز مىباشد به آن گفته مىشود (گاهى به صورت املاء و گاهى به
صورت املال). [1]
'''وهّاب:'''
{{(آیه):رَبِّكَ الْعَزيزِ
الْوَهَّابِ}}
{{صورتی:«وهّاب»}} از مادّه{{صورتی: «هِبَة»}} صيغه مبالغه و به معناى بسيار بخشنده است، اشاره به اين كه:
نبوت تنها يك موهبت نيست، بلكه موهبتهاى متعددى است كه دست به دست هم مىدهد،
تا كسى بتواند عهدهدار آن منصب گردد، موهبت علم، تقوا، عصمت، شجاعت و شهامت. [2]
'''وَهَّاج:'''
{{(آیه):سِراجاً
وَهَّاجاً}}
{{صورتی:«وَهَّاج»}} از مادّه{{صورتی: «وَهَج»}} (بر وزن كرج) به معناى نور و حرارتى است كه از آتش صادر مىشود بنابراين، ذكر
اين وصف براى اين چراغ پر فروغ آسمانى اشارهاى به دو نعمت بزرگ است كه خمير مايه
همه مواهب مادى اين جهان است:{{صورتی: «نور»}} و{{صورتی: «حرارت».}}
در «لسان العرب» در معناى اين لغت مىگويد: حرارت آفتاب و آتش از فاصله دور
است. [3]
'''وَهَبْنَا:'''
{{(آیه):وَوَهَبْنَا
لِداوُدَ سُلَيْمَانَ}}
{{صورتی:«وَهَبْنَا»}} از مادّه{{صورتی: «هِبَة»}} به معناى بخشيديم مىباشد. [4]
'''ويح، ويس، ويل:'''
{{(آیه):فَوَيْلٌ لِّلَّذِيْنَ
كَفَرُوا}}
واژههاى{{صورتی: «ويل»، «ويس»}} و{{صورتی: «ويح»}} در لغت عرب، در مواردى به كار مىرود كه شخصى به حال ديگرى تأسف مىخورد،
منتها «ويح» در مقام ترحم گفته مىشود،{{صورتی: «ويس»}} در مقام تحقير، و{{صورتی: «ويل»}} در موارد كارهاى زشت و قبيح.
{{صورتی:«وَيل»}} در لغت عرب، در مواردى گفته مىشود كه فرد يا افرادى به هلاكت بيفتند، و
معناى عذاب و بدبختى را مىدهد، و به گفته بعضى، مفهومى شديدتر از عذاب دارد.
جمعى گفتهاند: «ويل»، چاه يا درهاى است در دوزخ، ولى منظور اين گويندگان اين
نيست كه در لغت به اين معنا آمده، بلكه در حقيقت بيان مصداق است.
«وَيْل» را بعضى به معناى «هلاكت»،
بعضى به معناى «انواع عذاب» و بعضى آن را به معناى «وادى پر عذابى در جهنم» نيز
تفسير كردهاند.
اين كلمه معمولًا در مورد حوادث اسفناك به كار مىرود، در سوره{{صورتی: «مرسلات»}} حكايت