نام کتاب : لغات در تفسير نمونه نویسنده : مكارم شيرازى، ناصر جلد : 1 صفحه : 594
بعضى بسيار ضعيف و ناتوان، ولى به هر حال، در هر انسانى وجود دارد، مگر اين كه
با كثرت گناه آن را به كلّى از كار بيندازد. [1]
'''نفس مطمئنه:'''
{{صورتی:«نفس مطمئنه»}} يعنى روح تكامل يافتهاى كه به مرحله اطمينان رسيده، نفس سركش را رام كرده، و
به مقام تقواى كامل و احساس مسئوليت رسيده كه ديگر به آسانى لغزش براى او امكان
پذير نيست. [2]
'''نَفَش:'''
{{(آیه):إِذْ نَفَشَتْ
فِيهِ}}
{{صورتی:«نَفَش»}} (بر وزن قفس) به معناى گوسفندانى است كه در شب پراكنده مىشوند. [3]
'''نَفَشَت:'''
{{(آیه):إِذْ نَفَشَتْ
فيهِ}}
{{صورتی:«نَفَشَت»}} از مادّه{{صورتی: «نَفْش»}} (بر وزن كفش) به معناى پراكنده شدن در شب است، و از آنجا كه پراكنده شدن
گوسفندان در شب آن هم در يك كشتزار طبعاً توأم با چريدن آن خواهد بود، بعضى آن را
به معناى چريدن در شب گفتهاند. [4]
'''نَفَق:'''
{{(آیه):إِذا جآءَكَ
الْمُنَافِقُونَ}}
{{صورتی:«نَفَق»}} در اصل به معناى «{{صورتی:نقب،}} و راههاى زيرزمينى» است، كه براى استتار يا فرار از آن استفاده مىكنند و
اگر به انسانِ دو رو، «منافق» گفته مىشود، نيز به تناسب اين است كه علاوه بر راه
و روش ظاهرى، راه و روش مخفيانهاى نيز براى خود دارد. [5]
'''نَفِير:'''
{{(آیه):جَعَلْنَاكُمْ
أَكْثَرَ نَفيراً}}
{{صورتی:«نَفِير»}} اسم جمع، و به معناى گروهى از مردان است، بعضى گفتهاند: جمع{{صورتی: «نَفْر»}} و در اصل از
مادّه «نَفر» (بر وزن عفو) به معناى كوچ كردن و به چيزى روى آوردن است، و به همين
جهت، به جماعتى كه قدرت تحرك به سوى چيزى داشته باشند، «نفير» گفته مىشود. [6]
'''نَقَّبُوا:'''
{{(آیه):فَنَقَّبُوا فِي
الْبِلادِ}}
{{صورتی:«نَقَّبُوا»}} از مادّه{{صورتی: «نقب»}} به معناى سوراخى است كه در ديوار يا پوست ايجاد مىكنند، اما{{صورتی: «ثقب»}} تنها سوراخى را
گويند كه در چوب ايجاد مىكنند. اين «واژه» هنگامى كه به صورت فعلى به كار رود، به
معناى سير و حركت و به اصطلاح شكافتن راه و پيشروى مىآيد، و به معناى كشورگشايى و
نفوذ در
[1]سوره قيامت: 2؛[https://lib.eshia.ir/27575/25/285/نَقَّبُوا مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج25، ص285.]