responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : لغات در تفسير نمونه نویسنده : مكارم شيرازى، ناصر    جلد : 1  صفحه : 55

هرگونه مشقت است. [1]

'''أعين:'''

{{(آیه):تَجْري بِأَعْيُنِنَا جَزآءً}}

{{صورتی:«اعين»}} جمع‌{{صورتی: «عين»}} است كه يكى از معانى آن چشم، و معناى ديگر آن انسان باشخصيت است؛ البته معانى ديگرى نيز دارد. [2]

'''أغْدُوا:'''

{{(آیه):أَنِ اغْدُوا عَلى‌ حَرْثِكُمْ}}

{{صورتی:«اغْدُوا»}} از مادّه‌{{صورتی: «غدوة»}} به معناى اول روز است؛ و لذا به غذايى كه در آغاز روز خورده مى‌شود (صبحانه){{صورتی: «غداء»}} مى‌گويند (هر چند در تعبيرات عربى روزمره كنونى‌{{صورتی: «غداء»}} به ناهار گفته مى‌شود). [3]

'''أَغْطَش:'''

{{(آیه):وَ أَغْطَشَ لَيْلَها}}

{{صورتی:«أَغْطَش»}} از مادّه‌{{صورتی: «غطش»}} (بر وزن عرش) به معناى تاريكى است؛ ولى‌{{صورتی: «راغب»}} در «مفردات» مى‌گويد: اصل آن از{{صورتی: «اغطش»}} به معناى كسى است كه چشم كم نورى دارد، گرفته شده است. [4]

'''أَغلال:'''

{{(آیه):في أَعْنَاقِهِمْ أَغْلالًا}}

{{صورتی:«أَغلال»}} جمع‌{{صورتی: «غل»}} در اصل از مادّه‌{{صورتی: «غلل»}}، به معناى چيزى است كه در وسط اشيايى قرار گرفته است؛ مثلًا به آب جارى كه از لابلاى درختان عبور مى‌كند{{صورتی: «غلل»}} مى‌گويند (بر وزن عمل). و{{صورتی: «غُلّ»}} حلقه‌اى بود كه بر گردن يا دست‌ها قرار مى‌دادند، سپس آن را با زنجير مى‌بستند، و از آنجا كه گردن يا دست در ميان آن قرار گرفته، اين كلمه در مورد آن به كار رفته است. گاه غل‌هايى كه بر گردن بوده جداگانه به زنجير بسته مى‌شد؛ و غل‌هاى بر دست، جدا بوده است. اما گاهى دست‌ها را در غل مى‌كردند و به حلقه‌اى كه بر گردن بود مى‌بستند و شخص زندانى و اسير را شديداً در محدوديت فشار و شكنجه قرار مى‌دادند. و اگر به حالت عطش، يا شدت اندوه و خشم‌{{صورتی: «غله»}} (بر وزن قلّه) گفته مى‌شود، آن نيز به خاطر نفوذ اين حالت در درون قلب و جسم انسان است؛ اصولًا، مادّه‌{{صورتی: «غَل»}} (بر وزن جَدّ) هم به معناى داخل شدن و هم داخل كردن آمده است؛ لذا در آمد خانه يا زراعت و مانند آن را{{صورتی: «غَلّه»}} مى‌گويند. در هر صورت گاهى طوق‌{{صورتی: «غَلّ»}} كه بر گردن گذارده مى‌شد تا چانه ادامه پيدا مى‌كرد و سر را به بالا نگه مى‌داشت؛ و در حالى كه اسير و زندانى فوق‌العاده از اين جهت شكنجه مى‌ديد، از مشاهده اطراف خود باز مى‌ماند. و اگر به‌

[1]سوره بقره: 220؛[https://lib.eshia.ir/27575/2/149/أَغلال مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج2، ص149.]

[2]سوره قمر: 14؛[https://lib.eshia.ir/27575/23/43/أعين مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج23، ص43.]

[3]. ج 24، ص 402

[4]سوره نازعات: 29؛[https://lib.eshia.ir/27575/26/110/أَغْطَش مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج26، ص110.]

نام کتاب : لغات در تفسير نمونه نویسنده : مكارم شيرازى، ناصر    جلد : 1  صفحه : 55
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست