نام کتاب : لغات در تفسير نمونه نویسنده : مكارم شيرازى، ناصر جلد : 1 صفحه : 521
روى آن برداشته مىشود، و يا ديگران را با گفتار و عمل خود به شك مىاندازد و
باعث گمراهى آنها مىشود. [1]
'''مَرِيج:'''
{{(آیه):فَهُمْ في أَمْرٍ
مَّريجٍ}}
{{صورتی:«مَرِيج»}} از مادّه{{صورتی: «مرج»}} (بر وزن حرج) به معناى امر «مختلط و مشوش و مشتبه» است. [2]
'''مريد:'''
{{(آیه):كُلَّ شَيْطانٍ
مَّريدٍ}}
{{صورتی:«مريد»}} از مادّه{{صورتی: «مرد»}} (بر وزن سرد) در اصل، به معناى سرزمين بلندى است كه خالى از هرگونه گياه
باشد، و به درختى كه از برگ خالى شود{{صورتی: «امرد»}} مىگويند؛ روى همين جهت، به نوجوانانى كه مو در صورتشان
نروئيده نيز، «امرد» گفته مىشود. و در اينجا منظور از «مريد» كسى است كه عارى از
هر گونه خير و سعادت و نقطه قوت است، و طبعاً چنين كسى، سركش، متمرد، ظالم و
عصيانگر خواهد بود. [3]
'''مريم:'''
{{(آیه):وَإِنِّي
سَمَّيْتُها مَرْيَم}}
{{صورتی:«مريم»}} در لغت، به معناى «زن عبادتكار و خدمتگزار» است و از آنجا كه اين نامگذارى به
وسيله مادرش، بعد از وضع حمل انجام شد، نهايت عشق و علاقه اين مادر با ايمان را براى
وقف فرزندش در مسير بندگى و عبادت خدا نشان مىدهد. [4]
'''مِرْيَه:'''
{{(آیه):فَلا تَكُ في
مِرْيَةٍ}}
{{صورتی:«مِرْيَه»}} كه به معناى شك و ترديد در تصميمگيرى ياشك توأم با قرائن تهمت است، نشان
مىدهد: آنها هرگز يقين به خلاف قرآن و اسلام نداشتند، هر چند در الفاظشان چنين اظهار
مىكردند بلكه، حداقل به مرحله شك تنزل كرده بودند، اما تعصبها به آنها اجازه
مطالعه بيشتر و يافتن حقيقت را نمىداد.
ريشه اصلى اين لغت، به معناى فشار دادن پستان شتر، بعد از گرفتن شير است، به
اين اميد كه بقايايى كه در پستان است، بيرون آيد و از آنجا كه اين كار با شك و
ترديد انجام مىشود، اين كلمه به هر گونه شك و ترديد اطلاق شده است. [5]
'''مُزْجات:'''
{{(آیه):بِبِضاعَةٍ
مُّزْجاةٍ}}
{{صورتی:«مُزْجات»}} از مادّه{{صورتی: «ازجاء»}} به معناى راندن و