نام کتاب : لغات در تفسير نمونه نویسنده : مكارم شيرازى، ناصر جلد : 1 صفحه : 428
از طريق عقل و وجدان به آفرينش آسمانها و زمين بينديشند. [1]
'''فِى عُنُقِهِ:'''
{{(آیه):طآئِرَهُ في
عُنُقِهِ}}
{{صورتی:«فِى عُنُقِهِ»}} به معناى در گردن اوست مىباشد. [2]
'''فىء:'''
{{(آیه):مِمَّآ أَفآءَ
اللَّهُ عَلَيْكَ}}
«راغب» در «مفردات» مىگويد:{{صورتی: «فىء»}} به معناى
بازگشت و رجوع به حالت نيك است، و اگر به «سايه» فىء گفته مىشود به خاطر اين است
كه حالت برگشت دارد، سپس، مىافزايد: به اموال بى دردسر نيز «فىء» مىگويند، چون
با تمام حسنى كه دارد، باز هم مثل سايه عارضى و از بين رفتنى است! درست است كه در
غنائم جنگى گاهى دردسر فراوان است، ولى از آنجا كه باز با مقايسه با اموال ديگر،
دردسر كمترى دارد، و گاه اموال هنگفتى در يك حمله به دست مىآيد، «فىء» به آن
اطلاق شده است.
{{صورتی:«فِىء»}} به سايهاى گفته مىشود كه تنها در مقابل يك مبدأ نورانى به وجود مىآيد،
همچون سايه درختان در مقابل آفتاب. [3]
'''فؤاد:'''
{{(آیه):وَ الأَبْصارَ وَ
الأَفْئِدَةَ}}
{{صورتی:«فؤاد»}} گرچه به معناى قلب (عقل) آمده است، ولى اين تفاوت را با قلب دارد، كه در
معناى «فؤاد»، جوشش و افروختگى و يا به تعبير ديگر تجزيه و تحليل و ابتكار افتاده
است. «راغب» در «مفردات» مىگويد:
{{صورتی:الفُؤادُ كَالْقَلْبِ لكِنْ يُقالُ لَهُ فُؤادٌ اذَا اعْتُبِرَ فِيْهِ مَعْنَى
التَّفَؤُّدِ أَىِ التَّوَقُّدِ:}} «فؤاد مانند
قلب است، و لكن اين كلمه در جايى گفته مىشود كه افروختگى و پختگى در آن منظور
باشد»، و مسلماً اين موضوع پس از تجربه كافى به انسان دست مىدهد، و به هر حال،
گرچه ابزار شناخت، منحصر به اين دو، يا اين سه، نيست، ولى مسلماً مهمترين ابزار
همينها است. [4]
***
[1]سوره روم: 8؛[https://lib.eshia.ir/27575/16/393/%%% مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج16، ص393.]