نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 117
مگر آنان كه صوت را از پديدههاى عرضى دانسته ، آن را غير قابل انتقال تلقى مىكردند چهرهء دانشمندى نداشتند آرى ، آنان كسانى بودند كه با طرفدارى جدّى از علم ، بقاى اعراض مانند صوت را پس از بوجود آمدن امكانناپذير مىدانستند نيز متفكرانى كه از علم دفاع مىكردند و كمترين اطلاعى از جريانات ذرات بنيادين طبيعت نداشتند ، اندك نبودهاند . اگر طول تاريخ را در نظر بگيريم ، همواره با اين پديده روبرو مىگرديم كه علم در هر دوره و هر جامعه اى مقدارى از واقعيتها را در اختيار دانشمندان مىگذاشته است دانشمندان در برابر اين جريان مستمر بر دو گروه بودند . گروه يكم - مردم بىگنجايشى بودند كه توقع داشتند كه همان مقدار محدود از مسائل علم ، تمامى سطوح طبيعت و روابط اجزاى آن را در اختيارشان قرار داده است . اينان نه تنها از حركت به پيش محروم بودهاند ، بلكه از پيشروى ديگران نيز جلوگيرى مىكردهاند . گروه دوم - متفكران هشيارى بودند كه با عبارات و بيانات مختلف محدوديت علم خود را درك كرده ، راه پيشروى را بروى خود و ديگران نمىبستهاند . اين عبارت از نيوتن مشهور است : « مانند كودك خردسالى هستم كه در ساحل اقيانوس بيكرانى ايستاده ، تنها چند عدد سنگريزهء رنگارنگ در جلو چشمانش زير آب مىبيند ، ولى اقيانوس بيكرانى با محتويات نامحدودش در مقابل ديدگان آن كودك خردسال مجهول است » . اينان در ضمن اين كه راه علم را براى آيندگان هموار مىكردند ، عظمت گنجايش مغز آدمى را هم اثبات مىنمودند . بهر حال اين يك روش بنيانكن است كه : ما نخست علم و جهان هستى را محدود مىكنيم و سپس در دريايى از وحشت و اضطراب غوطه ور مىگرديم آيا كسى نيست از ما بپرسد كه با مشاهدات فراوان در طول تاريخ در بارهء قالبناپذيرى اصول و مسائل علمى از يك طرف ، و با شناسائى انسان و بيكرانه
117
نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 117