نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 87
لذا براى حلّ اين سؤال بايستى حالت فوق كار و بيكارى و دگرگونيهاى « من » را در نظر بگيريم كه اين « من » چگونه در عين حال كه مشغول فعاليت است ، خود فوق تغيير است . دقت ديگرى در كلمهء « پيش » و « چه ميكرد » بخوبى روشن مىسازد كه سؤال كننده نتوانسته است مقام ربوبى را فوق جويبار زمان درك كرده و « پيش » و « چه ميكرد » را نامفهوم تلقى نمايد . اين سؤال نظير آن است كه بپرسيم كه « من » فلان رياضيدان كه داراى نيروى تعقل بىنهايت است ، پيش از تعقل ( 2 ) چه مىكرد عدد ( 2 ) براى يك مغز ورزيده كه داراى قدرت تجريد بىنهايت ( 2 ) را دارا مىباشد ، نه احتياجى به طناب زمان دارد و نه به زمينهء ماده و موضوع معدود و نه فضايى براى تعقل ( 2 ) او مطرح است . . . پاسخ سئوالات بعدى را در مباحث آينده متذكر خواهيم گشت . 34 - انشأ الخلق انشاء و ابتدأه ابتداء ( بساط هستى را بىمادهء پيشين بگسترانيد و نخستين بنياد خلقت را بىسابقه هستى بنا نهاد ) . ابداع بىسابقه اينست آن مسئلهء مهم مباحث الهيات كه اكثر مردم ، حتى افراد فراوانى از متفكران را در ابهام فرو برده است . اين ابهام و تحير ناشى از مقايسه اى است كه انسان ميان علَّت و معلول جهان طبيعت و سازندگى خدا مىنمايد . تحركات و دگرگونىها و بطور عمومى هر گونه شدنها در صحنهء طبيعت بدون علَّت مادى كه در فلسفهء ارسطو يكى از علل چهارگانه است ، صورت نمىگيرد و بعبارت مختصرتر آنچه كه صورت مىگيرد : واقعيتى است كه به واقعيت ديگر مبدل مىگردد . به قول هربرت اسپنسر : « مثل مادّه مانند رودخانهء دائم الجريان است كه صورتهاى بىنهايت بر آن عارض مىشود » . نظريهء هيولى و مادهء مطلق از همين جا سرچشمه مىگيرد كه مىگويند : دانههاى صورتها در محلّ عمومى مانند طناب ممتد مىخزند . اين مسئله را در دورانهاى جديد آنتوان لوران لاوازيه با اين شكل بيان كرد كه « هيچ معدومى موجود نمىشود
87
نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 87