نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 69
( او است خدا . خدايى جز او نيست ، او است زندهء قيوم ) . * ( وَعَنَتِ الْوُجُوه لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ ) * [1] . [ در روز قيامت ] ( روىها در برابر خداوند زنده و قيوم فرو ميافتند ) . چنانكه قوام و بنياد موجوديت آدمى روح او است . 3 - رابطهء معيت معناى اين رابطه عبارت است از بودن خدا با موجودات . * ( هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * [2] . ( و او با شما است هر جا كه باشيد ) . معيت - يك مفهوم عمومى است كه شامل هر گونه « باهم بودن » مىگردد . و ما مىدانيم كه اين باهم بودن مانند نزديكى و دمسازى دو جسم با يكديگر نيست ، بلكه مانند كالبد و روح است كه اتصال و نزديكى آن دو بيكديگر از مقولهء هم فضايى و هم زمانى و غيره نيست . البتّه آيهء مورد استشهاد رابطهء خدا را با انسانها بيان مىكند ، ولى در نظر عده اى از متفكران همين رابطه ميان خدا و جهان هستى هم وجود دارد . جملهء امير المؤمنين عليه السلام : مع كلّ شيء لا بمقارنة و غير كلّ شيء لا بمزايلة . ( او با همه چيز است بدون پيوستگى و غير از همه چيز است بدون گسيختگى ) . با هم بودن خدا و همه جهان هستى ( اعم از انسان و غير انسان ) را بطور عموم بيان مىكند . يك مسئله مهم در اين مورد بايستى مطرح شود و آن اينست كه معلوم مىشود زشتىها و زيباييها و اشياء مفيد و مضر و جالب و مورد نفرت ، نمودهايى هستند كه با نظر به موضعگيرىهاى ما انسانها بوجود مىآيند . يعنى اين مائيم كه بجهت داشتن حواسّ مخصوص و ساير وسايل درك معين و خواسته ها