نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 68
احاطهء وجودى آياتى كه دلالت بر احاطهء علمى خداوند بر همهء موجودات دارد ، متعدد است . از آن جمله : * ( الله الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَمِنَ الأَرْضِ ) * [1] . ( و علم خداوندى قطعا بهمه چيز احاطه كرده است ) . لذا بعضى معتقدند كه مقصود از دو آيهء مورد بحث ، احاطهء وجودى است ، مطابق مضمون جملهء امير المؤمنين ( ع ) : مع كلّ شيء لا بمقارنة و غير كلّ شيء لا بمزايلة . ( او با همه چيز است بدون پيوستگى با آنها و غير از همه چيز است بدون بركنارى و گسيختگى از آنها ) . توضيح اين ارتباط براى كسانى كه با شرايط ذهنى معمولى مىخواهند آن را درك كنند بدون توسل به تشبيهات مناسب ، بسيار دشوار است ، لذا چنانكه در مبحث پيشين ملاحظه كرديم : متفكران الهى مجبور شدهاند تشبيهات متنوعى بياورند . و مىدانيم دست انداختن به تشبيه در اين موضوع غير عادى مزايائى دارد و نواقصى ، زيرا هر تشبيهى كه در اين موضوع مىآوريم بدون اختلاط با كيفيتهاى محسوس يا معقول متكى به محسوس نخواهد بود . زيرا بقول مولوى : < شعر > اتصالى بىتكيف بىقياس هست ربّ الناس را با جان ناس < / شعر > باز بقول مولوى : < شعر > خاك بر فرق من و تمثيل من < / شعر > اين احاطه را مىتوان به « من » و محصول فعاليتش نيز تشبيه كرد ، احاطهء « من » عبارت است از داشتن تمام هستى و ماهيت و خصوصيات محصول خود . 2 - رابطهء قيومى مفاد اين رابطه آنست كه قوام و برپادارندهء هستى جهان از خدا است . * ( الله لا إِله إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ) * [2] .