نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 53
مورد توبيخ خداوندى در قرآن قرار گرفتهاند . بنا بر اين ما نمىتوانيم آنچه را كه در انجيل يوحنا آمده است : « در اول كلمه بود و كلمه نزد خدا بود و كلمه خدا بود » [1] را با همين مضمون خاص مورد اعتقاد همهء مسيحيان تلقى كنيم . شرك در عبادت و گرايشها پس از آنكه فطرت خالص و دلايل عقلى روشن اثبات كرد كه جهان هستى بيش از يك خدا ندارد و هيچ موجود ديگرى نمىتواند شريك او بوده باشد ، اين حكم قطعى هم ثابت مىشود كه هيچ موجودى اگر چه در حدّ اعلاى كمال بوده باشد ، شايستگى پرستش و گرايشهاى عبوديت را ندارد . براى توضيح بيشتر مىگوئيم : معناى عبادت چنانكه از موارد استعمال آن بر مىآيد ، عبارت از خضوع و تسليم نهايى در برابر معبود است كه از احساس وابستگى وجود و كمال پرستش كننده به معبود ناشى مىگردد . از اين تعريف اجمالى روشن مىشود كه معبوديت شايستهء هيچ موجودى جز خداى يگانه نيست ، زيرا عنايتكنندهء هستى و كمال ، كسى جز ذات پاك ربوبى نيست . اين كه عنايتكنندهء هستى خداى بزرگ است ، جاى ترديد نيست ، اما پديدهء كمال ، اگر چه بنظر مىرسد كه پيامبران و اولياء اللَّه و مربيان مىتوانند انسانها را به كمال نايل بسازند ، ولى اين مسئله را نبايستى بطور ساده و بدون تحليل دقيق پذيرفت ، زيرا مقصود از اين كه شخصيتهاى الهى و رهبران راه كمال مىتوانند اسنان را به رشد و عظمت برسانند ، اينست كه آنان مىتوانند واسطهء فيض كمال از خدا به انسانها بوده باشند ، چنانكه علل طبيعى واسطهء فيض هستى از خداوند هستى بخش به معلولات خود هستند . و با اين حال وجود و تحرك همهء معلولات از آن خدا است . همچنين است وساطت رهبران الهى در سازندگى نفوس و عقول آدميان . اين تفاوت ميان معلولات عالم طبيعت و انسانهايى كه رشد و كمال را از رهبران الهى مىپذيرند ، وجود دارد كه هيچ معلولى مانند انسان كه توجه به رهبر و واسطهء كمال خود دارد ، آگاهى و توجهى به علت طبيعى خود ندارد ، كه برگردد و او را مورد احترام و