نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 327
روزنههاى خروج از بنبست مسدود گشته است . تنها اميدى كه براى مردم آگاه جامعه مانده است وجود عده اى از مهاجرين و انصار است كه چشم به على بن ابي طالب دوخته عامل اميد به آينده را در وجود او دريافتهاند . عثمان از دنيا مىرود ، ولى ريشههاى انسانى اسلام كه در اعماق دلها و عقول وفاداران آن دين الهى فرو رفته است ، نخشكيده و با مشاهدهء وجود على بن ابي طالب جوانهها مىزند و از آب حيات اميد به زمامدارى على كه بىترديد در شرف تكوّن است ، سيراب مىگردد . انتخابى كه پيشتازان جامعهء اسلامى پس از وفات پيامبر جز آن را انتظار نداشتند در مباحث گذشته اثبات كرديم كه خلافت امير المؤمنين على بن ابي طالب ( ع ) پس از وفات پيامبر اكرم ( ص ) چنان بديهى بود كه اشخاص مطَّلع با شنيدن تصدى شخص ديگر به زمامدارى در شگفتى عميق فرو رفتند زيرا با يك حادثه اى كه مورد انتظار نبود ، روبرو گشتند . براى اثبات اين مسئله كافى است كه فقط عبارت يعقوبى را كه در تاريخ خود آورده است مورد مطالعه قرار بدهيم . « يعقوبى مىگويد : و كان المهاجرون و الأنصار لا يشكَّون فى علىّ [1] . ( مهاجرين و انصار شكى در بارهء [ خلافت على ( ع ) پس از پيامبر ] نداشتند ) . عامل اصلى اين كه همهء طبقات مردم خلافت على ( ع ) را پس از وفات پيامبر اكرم بديهى مىدانستند ، فضايل و عظمتهاى بىشمار على ( ع ) بود كه در دوران پيامبر بروز و انحصار و تقدم او را بر همگان اثبات كرده بود . آنان جملات فوق العاده اى از پيامبر در بارهء على بن ابي طالب ( ع ) شنيده بودند . آنان بودند كه : حديث : انت منّى بمنزلة هارون من موسى الَّا انّه لا نبىّ بعدى . ( نسبت تو اى على با من ، نسبت هارون با موسى است ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ) را براى ما كه قرنهاى متمادى از زمان پيامبر فاصله گرفتهايم ، نقل