نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 31
اوصاف جلال و جمالش فوق زمان است . چنانكه در مباحث مربوط به زمان ثابت شده است ، زمان عبارت است از احساس كششى كه از حركت موجودات طبيعى عينى در ذهن آدمى بوجود مىآيد . در حقيقت زمان حقيقتى است محصول دو قطب عينى و ذهنى ، لذا اگر يكى از اين دو قطب منفى شود ، موضوع زمان نيز منفى مىگردد . پس اگر جهان طبيعت عينى كه اعم از حركت موجودات در طبيعت و اجزاى انسان ميباشد ، وجود نداشته باشد ، يا انسانى نباشد كه با ذهنش كششى براى رويدادها يكى پس از ديگرى درك نمايد ، زمانى مطرح نخواهد بود . [ اگر چه خود حركات عينى با قطع نظر از ذهن آدمى واقعيتى است براى خود ] و چون اوصاف الهى از مجراى ثقل و بعد فضايى و حركت و تحول طبيعت و ذهن زمانسنج آدمى بالاتر است ، لذا پديدهء زمان نمىتواند اوصاف الهى را در مجراى كشش و امتداد قرار بدهد . 9 ، 10 ، 11 - فطر الخلائق بقدرته و نشر الرّياح برحمته و وتّد بالصّخور ميدان ارضه [1] ( با قدرت متعالىاش ، به مخلوقات هستى بخشيد و بادهاى جانفزا برحمتش وزيدن گرفت و حركات مضطرب زمين را با نصب كوههاى سربرافراشته تعديل فرمود ) . آفرينش هستى با قدرت و اختيار در آفريدن عالم هستى هيچ عامل جبرى ، انگيزه اى براى او نبوده و خود از هر گونه استمداد و مساعدتى بىنياز بوده است . عظمت جهان هستى بهر اندازه و كيفيت هم كه خيره كننده باشد به همان اندازه در برابر قدرت الهى مطرح است كه يك تصور ناچيز در برابر فعاليتهاى بيكران مغز و روح انسانى . آيا چنين نيست كه موجى از انديشهء آدمى مىتواند جهانى را دگرگون كند موجى از انديشه در مقابل دگرگون شدن جهان ، از آن جهت بنظر ناچيز مىآيد كه مغز ما همواره بزرگىها و عظمتها را با مقياسات كمّى و كيفى در حدود دانستهها و خواستههاى خود مىسنجد . اگر بشر با چشم خويش محصولات خيره