نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 219
چهار آيه استناد شده است : 1 - * ( ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها ) * [1] . ( ما اگر آيه اى را نسخ كنيم يا آن را به فراموشى مردم بياندازيم ، بهتر از آن يا مثل آن را مىآوريم ) . 2 - * ( وَإِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَالله أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ ) * [2] . ( و موقعى كه آيه اى را به آيهء ديگر تبديل نموديم ، و خداوند به آنچه كه مىفرستد داناتر است ) . 3 - * ( يَمْحُوا الله ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَه أُمُّ الْكِتابِ ) * [3] . ( خدا آنچه را كه بخواهد محومى كند و آنچه را كه بخواهد اثبات مىنمايد و كتاب اصل در نزد او است ) . 4 - * ( فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ ) * [4] . ( و به جهت ستمى كه يهوديان مرتكب شدند ، مقدارى از پاكيزهها را كه براى آنان حلال بود تحريم كرديم ) . با نظر به آيات چهارگانه موضوع نسخ در آيات قرآنى امكانپذير است . باضافهء رواياتى كه از هر دو گروه شيعه و سنّى بطور فراوان در وقوع نسخ وارد شده است . ممكن است اين سؤال مطرح شود كه اگر لازم بوده است كه منسوخ با آمدن ناسخ از بين برود ، چه فايده اى براى آمدن منسوخ وجود داشته است پاسخ اين سؤال چنين است كه ما دو نوع نسخ داريم : نوع يكم - نسخ بعضى از احكام دين گذشته با احكام دين فعلى اگر چه متن اصلى و عناصر اساسى همهء اديان الهى يكى است ، ولى اختلاف شرايط و محيطها در جوامع ايجاب مىكرده است كه بعضى از احكام خاص براى آن جوامع بوسيلهء پيامبران آورده شود . و در موقع ظهور پيامبر جديد كه آن شرايط