نام کتاب : من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 3 صفحه : 380
باستانى است كه در بيرون كوفه بوده ) خدمت امام صادق عليه السّلام بودم كه فرستادهء ابى العبّاس سفّاح - خليفه و سر سلسله خلفاى عبّاسى نزد آن حضرت آمد كه خليفه شما را ميخواند ، پس امام عليه السّلام بارانى ( شنلى كه روى لباس براى محافظت از باران ميپوشند ) خواستند كه يك روى آن سياه رنگ و روى ديگرش سفيد رنگ بود و آن را بر تن كرد ، و بعد فرمود : متوجّه باشيد من اين جامه را ميپوشم در حالى كه خود ميدانم كه اين لباس اهل دوزخ است . ( يعنى از روى تقيّه ميپوشم ، زيرا شعار بنى عبّاس سياه بوده و پوشيدن لباس سياه در واقع بيانگر هويّت سياسى بنى عبّاس و طرفداران آنان بوده است ) . 772 - رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : شخص نبايد در حالى كه انگشترى آهنى بانگشت دارد نماز بخواند ( اين نهى حمل بر كراهت شده است ، ظاهرا بخاطر آنكه جنس آهن با تغييراتى كه در تماسّ با آب و هوا پيدا مىكند ايجاد زنگ كرده و آن سمّ است و اساسا ناخوشايند و نامناسب است ) . 773 - و نيز آن حضرت فرمود : خداوند دستى را كه انگشترى آهنى بر انگشت دارد طاهر و پاك نسازد ، يا پاكيزه مبادا آن دست كه انگشترى آهنين بر انگشت دارد . يعنى خداوند توفيق كار خير بدان دست مدهاد . 774 - عمّار ساباطى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه از آن حضرت سؤال كردم در بارهء مردى كه نماز گزارد و انگشترى آهنى بر دست داشته باشد چه ميفرمائيد ؟ آن حضرت فرمود : نه ، با آن نماز نكند ، و نيز در غير نماز هم بر
380
نام کتاب : من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 3 صفحه : 380