نام کتاب : من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 3 صفحه : 345
واجب الإطاعه او هستم پس على مولاى اوست ، خداوندا هر كس او را دوست دارد تو نيز دوستش بدار و هر كس با على دشمنى كند تو نيز او را دشمن بدار . 687 - و أمّا آن جانب ديگر مسجد محلّ چادر و خيمهء منافقان بود كه چون ديدند رسول خدا صلَّى الله عليه و آله دست بدعا برداشته ، و يا دست على را با دست خويش بلند كرده بعضى به بعض ديگر گفتند : بچشمان او بنگريد چگونه در حدقه ميگردد گويا چشمان ديوانه ايست ، پس جبرئيل عليه السّلام با اين آيه نازل شد : * ( وَإِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّه لَمَجْنُونٌ وَما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ ) * يعنى : و نزديك بود كافران با بد چشمى خويش يا با چشمان بديشان تو را آسيب رسانند و از پا درآورند آنگاه كه قرآن را شنيدند و گويند كه البتّه او ديوانه است و حال آنكه اين قرآن نيست مگر پندى براى عالميان . و هنگامى كه حسّان شتربان ، امام صادق عليه السّلام را از مدينه منوّره به مكَّه معظَّمه ميبرد آن حضرت او را از اين خبر آگاه ساخت و به او فرمود : اى حسّان اگر تو شتربان من نميبودى و به تو اعتماد نميداشتم اين حديث را به تو نميگفتم . شرح : « البتّه بايد دانست كه گفتهاند آيه مكَّى است و قبل از هجرت نازل گشته و قضيّهء غدير خمّ پس از هجرت است و اين آيه قبلا نازل شده بود ، جواب آنست كه مانعى ندارد آياتى بمناسبت تعيين مصداق دو بار يا بيشتر نازل شود و البتّه مرتبه اوّل در مكَّه بوده است » . 688 - و امّا مسجد خيف در منى ، همانا جابر از امام باقر عليه السّلام روايت
345
نام کتاب : من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 3 صفحه : 345