نام کتاب : من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 3 صفحه : 192
دنيا و نخستين روز از آخرت قرار ميگيرد مال او و فرزند او و عملش در برابر او ممثّل و مجسّم مىشود . پس روى بمال خود كرده ميگويد : سوگند به خدا من در طلب تو حريص و آزمند بودم و بر صرف تو بسيار بخل ميورزيدم حال تو چه دارى كه مرا در اين سفر به كار آيد ؟ مال جواب ميدهد : كفنت را از من برگير . بعد متوجه فرزندانش مىشود و ميگويد : به خدا قسم من دوستدار شما بودم و من بودم كه از شما پشتيبانى ميكردم اكنون نزد شما چيست كه دستگير من باشد و با من چه همراهى توانيد كرد ؟ آنان به او پاسخ ميدهند : ما فقط ميتوانيم تو را بگورت رسانده و آنجا دفن كنيم ، آنگاه به عمل خويش روى مىكند و ميگويد : به خدا قسم كه تو بر من سخت گرانبار بودى و من به تو بيرغبت بوده و از تو روى ميگرداندم ، اكنون تو چه همراه من ميكنى ؟ و عمل به او پاسخ ميدهد : من در گورت و در آن روز كه محشور خواهى شد با تو همنشين و همراه خواهم بود تا من و تو بر پروردگارت هر دو عرضه شويم . 371 - رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمود : از مؤمنين هر كس در روز جمعه و يا شب جمعه از دنيا برود خداوند عذاب قبر را از او برميدارد . 372 - امام صادق عليه السّلام فرمود : هر كس از مؤمنان در فاصلهء بين زوال آفتاب روز پنجشنبه تا زوال آفتاب روز جمعه از دنيا برود از تنگى و فشار قبر ايمن خواهد بود .
192
نام کتاب : من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 3 صفحه : 192