نام کتاب : كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 69
< شعر > ابن الحنفيّه هم چنان بود از ديدهء مردمان نهان بود گفتيم كه اوست قائم حقّ عدل است به سايهاش محقّق اكنون سخن تو عين حقّ است فرمودهء تو كه نيست صدق است و الله كه كلام تو دليل است برهان مخاصمت عليل است دانم كه ولىّ امر او نيست روحم به طرب به سوى او نيست قائم پس از اين زمان بيايد غيبت به زمانهاش ببايد در غيب به سر برد زمانى مالك به زمين شود به آنى دين دارى من چنين ستوده هرگز نشوم ز حقّ رميده < / شعر > اين حديث را حيّان سرّاج كه خود از كيسانيّه است روايت كرده است ، و
69
نام کتاب : كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 69