نام کتاب : كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 115
خدا موفّقت بدارد ، ما با او مخالفتى نداريم كه بايستى امام قائمى از اهل اين بيت وجود داشته باشد كه حجّت خدا بر خلق باشد ، اختلاف ما در كيفيّت قيام و ظهور و غيبت اوست . و مثلى كه به عنوان بيت و چراغ ذكر كرده آرزوئى بيش نيست و گفتهاند آرزو سرمايهء مفلسان است ، امّا ما از روى حقيقت مثلى ذكر مىكنيم كه ميلى به خصم در آن نباشد و ستمى هم بر او نباشد بلكه منظورمان درستى و صواب است . مىگوئيم : ما و مخالفين ما اتّفاق داريم كه اگر شخصى بميرد و دو فرزند و يك خانه از وى به جاى مانده باشد و بگويند خانه از آن فرزندى است كه قادر باشد با يك دست هزار رطل بر گيرد و خانه تا روز قيامت اختصاص به نسل او خواهد داشت و بدانيم يكى از آن دو قادر بدين كار و ديگرى از انجام آن ناتوان است و براى شناسائى شخص قادر محتاج شويم به محلّ آنها برويم ، امّا مانعى پيشامد كند و نتوانيم آن دو را مشاهده كنيم ، و ببينيم گروههاى بسيارى در شهرهاى دور از هم گواهند كه به چشم خود ديدهاند كه فرزند بزرگتر حامل هزار رطل است و در يك محلَّه هم ، گروه اندكى گواهى دهند كه فرزند كوچكتر بر
115
نام کتاب : كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 115