responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تشيع در تسنن ( فارسي ) نویسنده : السيد محمد رضا المدرسي    جلد : 1  صفحه : 44


از " جابر " نقل شده است با پدرم نزد رسول خدا صلى الله عليه و سلم بودم كه شنيدم مى فرمود : بعد از من دوازده خليفه است . سپس صدايش را آهسته كرد . به پدرم گفتم وقتى پيامبر صدايش را آهسته كرد ، چه فرمود ؟ گفت : فرمود همهء آن ها از بنى هاشم هستند . نظير اين روايت از " سماك بن حرب " نيز روايت شده است .
از اين روايت استفاده مى شود كه علاوه بر آن كه ائمه دوازده گانه از قريشند ، از بنى هاشم نيز مى باشند .
آنچه گذشت ، تنها معدودى از روايات موجود در كتب اهل تسنن است كه دلالت مى كند بر اين كه امامان دوازده نفرند و همه از قريشند . ( 1 )


1 . اما روايتى كه نقل شده است : " الخلافة بعدى ثلاثون سنة ثم يكون بعد ذلك الملك ، خلافت بعد از من سى سال است و پس از آن به سلطنت وملك تبديل مى شود " ، مورد مناقشه است ، زيرا : اولا ، اين روايت با ساير رواياتى كه خود اهل تسنن تصريح به صحت آن نموده اند ، تعارض دارد . ثانيا ، در همهء طرق اين روايت ، " سعيد بن جمهان " وجود دارد ، چنان كه " ترمذى " تصريح مى كند : لا نعرفه الا من حديث سعيد بن جمهان ، اين روايت را تنها از طريق " سعيد بن جمهان " مىشناسيم . و " سعيد بن جمهان " كسى است كه " ابوحاتم " درباره ء او مى گويد : يكتب حديثه ولا يحتج به ، روايات او نوشته مى شود ، ولى به آن احتجاج نمى شود . " ابن معين " در حق او مى گويد : روى عن سفينة احاديث لايرويها غيره ، او از " سفينه " رواياتى را نقل كرده است كه غير او نقل نكرده اند . " بخارى " در مورد او مى گويد : في حديثه عجائب ، در روايات او چيزهاى شگفت آور وجود دارد . ر . ك : تهذيب التهذيب . همچنين " ابن حزم " در " المحلى " مىنويسد : سعيد بن جمهان غير مشهور بالعدالة بل مذكور ان لايقوم حديثه ، " سعيد بن جمهان " شهرت به عدالت ندارد ، بلكه گفته شده است كه روايات او ارزشى ندارند . ( ر . ك : ج 5 ، ص 185 ) . كما اين كه روايتى را كه فقط " ابوداود " از " اسماعيل بن ابى خالد " از پدرش " ابوخالد " از " جابر " نقل مى كند كه : " لايزال هذا الدين قائما حتى يكون عليكم اثناعشر خليفة كلهم تجتمع عليه الامة ، امر دين هميشه پابرجاست تا آن كه دوازده نفر خليفه بيايند كه همهء امت بر آنها اجتماع كنند " ، ظاهرا ذيل آن كه مى گويد : " تجتمع عليه الامة " زياده اى است از راوى ، چنان كه از روايت " طبرانى " در " المعجم الكبير " ( ج 2 ، ص 208 ) اين مطلب ظاهر است . زيرا طبرانى اين روايت را از دو طريق از " ابراهيم بن حميد " از " اسماعيل بن ابى خالد " از پدرش از " جابربن سمرة " چنين نقل مى كند : قال رسول الله صلى الله عليه و سلم لايزال هذا الدين قائما حتى يقوم اثناعشر خليفة . قال اسماعيل : اظن ظنا أن أبى قال : كلهم تجتمع عليه الامة ، پيامبر فرمود : امر دين هميشه برپاست تا اين كه دوازده خليفه بيايد . اسماعيل گفت : گمان ضعيفى مى برم كه پدرم گفت : امت بر آن ها اجتماع مى كنند . چنان كه مى بينيد اسماعيل مى گويد " اظن ظنا ، گمان ضعيفى مى برم " در حالى كه خداوند متعال مى فرمايد : * ( وان الظن لايغنى من الحق شيئا ) * ، يعنى محققا گمان در فهم حقيقت هيچ سودى ندارد . و سپس اين گمان بى اساس در روايت " مروان بن معاويه " كه به شهادت " ابن معين " شخصى مدلس بوده است ( تهذيب التهذيب ، اوفست حيدرآباد ، ج 10 ، ص 98 ) به صورت قطعى نقل شده است و ظاهرا روحيهء تدليس در سند به تدليس در متن نيز سرايت كرده است . علاوه آن كه " اسماعيل بن ابى خالد " خود مردى امى و بى سواد و داراى غلط هاى فاحش بوده است ، چنان كه پدرش " ابوخالد " كه در سند واقع شده است نيز نزد اركان اصلى علم رجال چندان شناخته شده نيست ( تهذيب التهذيب ) . از اين ها گذشته بر فرض صدور چنين روايتى ، به قرينهء روايات ديگر مراد از كلمهء " تجتمع عليه الامة " بايد اين باشد كه امت بايد بر اين ها اجتماع كنند و وظيفهء آن ها چنين اجتماعى است . يا اين كه چنان كه " قندوزى حنفى " مى گويد بعد از ظهور آخرين نفر آنان يعنى حضرت مهدى سلام الله عليهم اجمعين ، مردم بر همهء آن ها اجتماع مى كنند . به هر حال ، قطعا مراد اين نيست كه همهء مردم با آن ها بيعت خواهند كرد ، چنان كه از روايت " لايضرهم من خذلهم " استفاده مى شود و همچنين به شهادت اركان علماى اهل تسنن و روايات متواتر ، قطعا على ( عليه السلام ) و امام حسن ( عليه السلام ) از اين دوازده نفر مى باشند ، با آن كه همهء امت بر آن دو بزرگوار اجتماع نكردند .

44

نام کتاب : تشيع در تسنن ( فارسي ) نویسنده : السيد محمد رضا المدرسي    جلد : 1  صفحه : 44
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست