يقول : يكون لهذه الامة اثنا عشر خليفة ، ( 1 ) براى اين امت دوازده خليفه هست . بنا به احصاء برخى ، " احمد بن حنبل " در مسند ، رواياتى را كه بر اين مطلب دلالت مى كند به 34 طريق از جابر نقل كرده است . صحيح ابى داود ، ج 2 ، ص 309 لايزال هذا الدين عزيزا إلى اثنا عشر خليفة . قال : فكبرالناس وضجوا ، ثم قال : كلمة خفية ، قلت لأبى : يا أبة ماقال ؟ قال : كلهم من قريش ، ( 2 ) اين دين هميشه عزيز است تا اين كه دوازده خليفه بيايند . گفت : مردم تكبير گفتند و ضجه زدند ( 3 ) . سپس كلمه اى با آهستگى فرمود . به پدرم گفتم : پدر جان ! چه فرمود ؟ گفت : همهء آن ها از قريشند . " حاكم نيشابورى " اين روايت را با سندى غير از سندهايى كه گذشت نقل مى كند . مستدرك الصحيحين ، ج 3 ، ص 618 عن عون بن ابى جحيفة عن ابيه ، قال : كنت مع عمى عند النبى صلى الله عليه واله و سلم فقال : لا يزال أمر أمتى ماضيا حتى
1 . مطبعه ميمنيه مصر 1313 ، مسند البصريين ، رقم 19944 ( ترقيم العالميه ) . 2 . نشر اول ، دار الفكر 1410 . 3 . احتمال هم مى رود كه معناى " فكبر الناس وضجوا " اين باشد كه مردم قضيهء امامت و انحصار آن در دوازده نفر را بزرگ شمردند و غريب و سخت دانستند و به اين جهت ضجه زدند ، و اين نيز در حقيقت شعبه اى از آن چيزى بود كه آيهء شريفه به آن اشاره دارد : * ( والله يعصمك من الناس ) * ، خداوند تو را ( از خطرات احتمالى ) مردم نگاه مى دارد . ( المائده ، آيهء 67 ) .