علاوه بر آن ، بر فرض كه بپذيريم مسح به معنى غسل نيز آمده است ، آيا به غير از قرينهء خارجى كه عده اى آن را ادعا مى كنند ، در خود قرآن قرينه اى بر اراده ء اين معنا وجود دارد ؟ آيا شما تفاوتى در * ( وامسحوا برءوسكم وأرجلكم ) * در آيه وضو با * ( فامسحوا بوجوهكم وأيديكم منه ) * در آخر آيهء تيمم احساس مى كنيد ؟ از اينجا نادرستى توجيه ديگرى كه بيان كرده اند نيز روشن مى شود . توضيح مطلب اين كه گفته اند آيهء شريفه مثل " علفتها تبنا وماء باردا " ( 1 ) است ، يعنى مراد " وسقيتها ماء باردا " مى باشد . اين توجيه نيز سخنى بى جا است ، زيرا اولا ، سخنى غيرفصيح است وثانيا ، بر فرض فصاحت ، در اين جمله كاملا معلوم است كه نمى شود گفت : " علفتها ماء باردا " ، ( 2 ) لذا ناگزيريم از اين كه كلمهء " سقيتها " ( 3 ) را در تقدير بگيريم و يا قائل شويم به تضمين واشراب معناى " سقيتها " در " علفتها " . اما در مورد آيهء كريمه چنين فرض و قطعى وجود ندارد .
1 . علفتها تبنا وماءباردا * حتى شتت همالة عيناها آن حيوان را به وسيلهء كاه علوفه دادم و آب سرد [ نوشاندم ] تا آنكه اشك از دو چشم آن پراكنده شد . ر . ك : جوامع الشواهد ، باب العين بعده اللام ، ص 100 . 2 . حيوان را به وسيلهء آب سرد ، علوفه خوراندم . 3 . به او نوشاندم .