تولى خان ابن چنگزخان را با هر سه برادر مصادقت و موافقت بود و پدرش او را از ديگر برادران عزيزتر داشتى [1] و [ نوكر ] [2] خواندى . خواتين و خزاين و قومكان [3] و ديگر مخلفات خود به دو داد و او بعهد اوكتاىقاآن ، در سنهء ثمان و عشرين و ستمائة ، در گذشت . بعد از مدتى پسران او پادشاه شدند و قاآن آن ملك و پادشاهان ايران از نسل اواند . گيوگخان ابن اوگتاىقاآن بن چنگزخان ، بعد از پدرش ، مادرش چهار سال حكومت كرد تا قوريلتاى كردند و كيوكخان را پادشاهى دادند ، در ربيع الاخر سنهء ثلاث و اربعين و ستمائة . گيوگخان همچون پدر بخشنده بود . يك سال پادشاهى كرد و در گذشت . كار جهان متزلزل شد . شهزادگان هر يك هوائى كردند و فتنه انگيختند تا باتو خان بن توشى خان بن چنگزخان ، كه در آن وقت مهتر قبيله بود ، قوريلتاى كرد و باتفاق بيشتر شهزادگان و اركان دولت منگوقاآن ابن تولى خان بن چنگزخان را پادشاهى دادند ، بعد از عم زاده به چهار سال در ربيع الاول سنهء ثمان و اربعين و ستمائة . اولاد گيوگخان و اوگتاىقاآن و جمعى امرا و اركان دولت را كه بپادشاهى او راضى نبودند و قصد او داشتند قهر كرد . چون ملك برو راست شد ، برادران خود : قبلاى [4] و هولاگو را بشرق و غرب بجهانگيرى
[1] - جامع التواريخ : « لقب اويكه نويان و الغ نويان بوده و چنگزخان او را نوكر مىخواند و اكثر اوقات ملازم پدر بودى و در جنگها با وى . تولوى به زبان مغولى آئينه باشد » ( ص 224 ) . [2] - م تولو - ر : بوكو . [3] - مغولان غير از زنان اصلى خود كه از خاندانهاى معتبر بودهاند ، زنان ديگرى نيز از خاندانهاى پستتر داشتند كه بدان قوما مىگفتند . نوشتهاند كه : « چنگيزخان را قريب پانصد خاتون و سريت بوده و هر يكى را از قومى ستده بعضى را بطريق نكاح مغولانه خواسته و اكثر آن بودهاند كه چون ممالك و اقوام را مسخر و مقهور گردانيد ايشان را بغارت بياورد و بستد . ليكن آنان كه خواتين بزرگ بودهاند و در صدر اعتبار تمام آمده پنج بودهاند » جامع التواريخ 222 . طبق قوانين مغول كليهء زنان غير از مادر بپسر ارث مىرسيد . [4] - م ، : قبلاىقاآن .