بيت ز بيژن فزون بود هومان به زور * هنر عيب گردد چو برگشت هور دولت سلاطين سلجوقى در عراق سپرى شد و آن ملك با تصرف خوارزم - شاهيان آمد و امرا و اتابكان سلجوقى كه مخالفت ايشان كردند هر يك به بلائى [1] مبتلا گشتند و هم از آنجا كه وسيلت جستند نكبت ديدند و از [ زينهارى كه با ولى - نعمت خوردند ] [2] ، دمار از روزگار يكايك بر آمد . [3] حق سبحانه و تعالى هيچ كس را بكفران نعمت گرفتار مكناد . [4] از اتابكان كه مخالفت سلاجقه نكردند ، اتابك نصرة الدين ابو بكر بن - محمد بن ايلدگز بود . بعد از عمش قزلارسلان بيست سال پادشاهى اران و آذربيجان كرد . در سنهء سبع و ستمائة در گذشت . برادرش مظفر الدين ازبك بر جاى او پادشاه شد و پانزده سال حكم راند . در سنهء احدى و عشرين و ستمائة ، چون سلطان جلال الدين منكبرنى خوارزمشاه بر ملك آذربيجان مستولى شد ، او از غصه در قلعهء النجق در گذشت ، بقولنج . پسرش خاموش و غلامش قراجه مدتى كر و فر نمودند ، بجايى نرسيد . ملك در تصرف خوارزمشاهيان آمد . ذكر شعبه دوم سلاجقه بكرمان اولشان : قاورد ابن جغريبك بن ميكائيل بن سلجوق بود . در سنهء ثلاث و ثلاثين و اربعمائه حاكم كرمان گشت و سى و دو سال حكومت آنجا كرد . در سنهء خمس و خمسين شيراز نيز بستد و دست ديالمه از آن كوتاه گردانيد و بر برادرش الب ارسلان
[1] - در همهء نسخ به همين صورت يعنى با الف آخر آمده - ف : گرفتار [2] - ف ، ب : [ بى زنهارى كه با ولى نعم خود كردند ] - ر : [ از بد زنهارى . . . ] [3] - م : يك يكى . [4] - رجوع شود بمقاله اين جانب در شمارهء 3 سال اول مجلهء يادگار .