responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 416


مىسازى و خود را شفا رساننده مىپندارى . برتر ازين ديوانگى چه باشد ؟
شعر عضد گفت زه‌اى سراينده زه * نگفت هيچ عاقل سخن از توبه عضد الدوله ببغداد ، در رمضان سنهء اثنى و سبعين و ثلاثمائة ، بصرع در گذشت و بمشهد على مرتضى كرم الله وجهه مدفون شد و پسران را در بغداد و فارس قايم مقام كرد .
عز الدوله بختيار ابن معز الدولة بن بويه ، در عهد عمش ، بجاى پدر در بغداد در خدمت خليفه راه امارت داشت . اما نام امير الامرائى بر عمش ركن الدوله بود . غلام پدرش ، سبكتكين نام برو عاصى شد و امارت بغداد بدست فرو گرفت و دو ماه حكم كرد و در گذشت . غلامى ديگر يك چشم ايتكين نام بجاى او امير بغداد شد . عز الدوله بخوزستان گريخت و بعم خود ، ركن الدوله حسن ، التجا ساخت . او عضد الدوله را بمدد فرستاد . عضد الدوله آن كار كفايت نمود [1] و طمع در بغداد آورد . عز الدوله ازو شكايت پيش عم فرستاد . ركن الدوله وزير ابن العميد را پيش عضد الدوله فرستاد و باز خواست كرد . وزير با عضد الدوله سخنان درشت گفت تا با فارس مراجعت كرد .
اما بعد از وفات ركن الدوله برفت و با عز الدوله بختيار جنگ كرد . در شوال سنهء سبع و ستين و ثلاثمائة و عز الدولهء بختيار را بكشت و بدين كين ، وزير ابن العميد را سياست كرد .
مؤيد الدوله ابو نصر بويه بن ركن الدولة حسن بن بويه ، در زمان عضد الدوله حكومت عراق به دو تعلق داشت . چون با قابوس و فخر الدوله جنگ كرد و ايشان را منهزم گردانيد ، گرگان و طبرستان نيز به دو تعلق گرفت . شش سال بعهد عضد الدوله و



[1] - ق ، م كرد :

416

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 416
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست