اسباط مىخوانند و مىگويند از ذكر اسباط در قرآن غرض ايشانند و اين آيت مقوى سخن ايشان است قولوا آمنا باللَّه و ما انزل الينا و ما انزل الى ابراهيم و اسحق و يعقوب و الاسباط و ما اوتى موسى و عيسى و ما اوتى النبيون من ربهم لا نفرق بين احد منهم و نحن له مسلمون [1] . خضر و هو يليا بن ملكان بن فالغ بن عابر بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح بن لمك ولادت او پيش از زمان ابراهيم بود و رسالت بعد از جماعت ما قبل يافت . گويند او معاصر ذو القرنين اكبر بود و از خواص دولت او . بطلب آب زندگانى بر مقدمهء او رفت و چشمهء حيوان دريافت و از آن بخورد . حق تعالى او را زندگانى دراز داد و از دانش بهره مند گردانيد و اهل معنى گويند آب حيوان علم و دانش بود كه او را كرامت شد و نام او باقى ماند و بقاى نام عمر ثانى باشد و مقام او بيشتر در درياها بود . ايوب ابن موص بن زارح بن رغويل بن عيص بن اسحق بن ابراهيم ( ع ) اصلش از روم بود ، اما بشام نشستى و او را ده فرزند بود و خواستهء بىشمار داشت . [ هر چه ] [2] از محنت و سختى كه به دو رسيدى ، بدان صبر كردى . حق تعالى او را ببلاها مبتلا گردانيدى و صبر و تحمل او بر ملائكه عرض كردى تا قوت نفس بنى آدم معلوم كنند . اول خواسته از و باز گرفت و او را فقير گردانيد . پس فرزندانش بمردند ، پس تن او [ برنج ] [3] مبتلا گردانيد چنانچه كرم درو افتاد و از بوى زشت او پيرامون او [ نمىشايست ] [4] گشت . او بر آن همه صبر كرد و نناليد تا بمرتبهاى كه چون كرمى از و بيفتادى ، آن را [ بر جاى خود ] [5] نهادى و گفتى روزى خود مىخور . تا حق تعالى برو ببخشود و چشمهء آب زير قدم او زاينده گردانيد تا خود را بدان بشست و صحت يافت و آن چشمه به عين ايوب مشهورست . هر معلول كه خود را بدان آب مىشويد ، صحت مىيابد . ايوب را ديگر بار فرزندان آمدند و خواستهء