responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 345


و بيست و يكم خليفه . بعد از برادرش خلافت بدومى دادند . گفت بخلاف عم قبول نمى - كنم . جهت آنكه قاهر خود را خلع نكرده بود . قاهر را اين سخن ، از متقى موافق آمد .
بر او دعا كرد و گفت برادرش راضى بر من ظلم كرد ، اما بسبب نيكى تو ، او را نيز بحل كردم و خود را خلع گردانيدم . خلافت بر تو مبارك باد .
بجكم ما كانى امير الامراء در عهد او ، در واسط به شكار رفت . جمعى كردان [ بناشناخت ] [1] او را بكشتند و ازو مال فراوان باز ماند : از جمله دو بار هزار هزار دينار سرخ و شش بار هزار هزار درم سفيد بود . متقى آن را به بيت المال فرستاد . لشكر بجكم ما كانى ، بعضى در واسط به اولاد بريدى [2] پيوستند و جمعى در موصل ، پيش حسن حمدانى [3] رفتند و اين حسن حمدانى امير الامرا شد . ميان او و اولاد بريدى محاربات رفت . تركان گاهى بمدد اين بودند و گاهى مدد آن . عاقبت حسن بن حمدانى كشته شد و اولاد بريدى منهزم گشتند و امير الامرائى به توزون رسيد . متقى از موصل ببغداد مىآمد .
توزون او را استقبال كرد و شرايط خدمت بجاى آورد و بخيمهء جدا فرود آورد . پس بگرفتش و ميل كشيد و اين حال در عشرين صفر سنهء ثلاث و ثلاثين و ثلاثمائة بود . متقى درين معنى گفت :
شعر العين للمرء سراج له * مونسه من وحشة الدنيا فمن له عمر بلا ناظر * فقد بلى اعظم البلايا بعد از اين بيست و چهار سال ديگر بزيست و در شعبان سنهء سبع و خمسين



[1] - ف : بناشناس
[2] - ف : يزيدى . و صحيح همان بريدى است . اين خانواده بمناسبت كفايت وزيركى در كار خلفا بسيار مؤثر و عهده دار جمع اموال بصره و اهواز بودند و ازيشان ابو عبد الله احمد بريدى در سال 316 با دادن 20000 دينار رشوه جمع خراج اهواز را براى خود گرفته بود . بين اين خانواده و ابن مقلهء وزير دوستى محكمى برقرار بود و به همين جهت با دشمنان آن وزير جنگهاى فراوان نموده‌اند كه ذكرش در كليهء تواريخ آمده است .
[3] - اين حسن بن عبد الله حمدانى همان است كه بعدها از خليفه لقب ناصر الدوله يافته و بتشكيل دولت آل حمدان مبادرت ورزيده .

345

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 345
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست