مالك بن عوف النصرى ، امير الامراى مشركان بود ، در جنگ حنين . در آن روز مسلمان شد . المنافقون عبد الله بن سعد بن ابى سرح [1] در اول كاتب وحى بود . چون در آن تخليط كرد ، پيغمبر ( ص ) او را عزلت داد . در زمان عثمان ، والى مصر شد و بلاد افريقيه ، او فتح كرد . عبد الله بن ابى سلول ، بوقت آنكه پيغمبر ( ص ) هنوز بمدينه نرسيده بود ، مدنيان حكومت به دو خواستند داد . چون رسول ( ص ) آنجا رفت ، آن انديشه باطل شد . او را بدين سبب نفاقى [ در دل پيدا شد ] [2] . در تهمت عايشه رضي الله عنها غلو مىكرد . در عهد رسول ( ص ) متوفى شد . رسول ( ص ) به روى نماز مىكرد . عمر خطاب رضي الله عنه مانع آن نماز شد . حق سبحانه و تعالى آيت فرستاد و رسول را فرمود كه [ ديگر جز بر مسلمانان نماز مكن و ] [3] بر منافقان نماز مكن كه ايشان از جملهء كفارند . جلاس بن سويد بن صامت ملفع تميمى [4] ، طشت ( ؟ ) [5] كعبه بدزديد و مرتد شد . حصين بن نمر خرماى صدقه بدزديد . مرارة بن ربيع ، ابو طاهر اعرابى ، مجمع بن جاريه ، [ طعمة بن ابيرق ] [ 4 ] . و از منافقان ، اين سه كس ، از غزو تبوك بسبب نفاق تخلف نمودند و قرآن در حقشان نازل شد : كعب بن مالك ، مرارة بن الربيع ، هلال بن اميه . پس توبه كردند . حق تعالى ، توبهء ايشان قبول كرد و آيت قرآن ، در حق ايشان نازل شد و ايشان صادق گشتند [6] .
[1] - اين شخص برادر رضاعى عثمان بود . [2] - ق : بود [3] - ق ، فقط - ر ، ف : ديگر بر منافقان [4] - اسم اين شخص در نسخه ف نيست [5] - ر : ( نسخه بدل ) كليد - ف : زرى بدزديد و به مكه رفت و مرتد شد - ب : زرهى بدزديد . . . [6] - كسانى كه از غزوهء تبوك تخلف كردند شش نفرند : اوس بن خذام ، ابو لبابه ، ثعلبة بن وديعة ، كعب بن مالك ، مرارة بن ربيع هلال بن امية .