خواهد از مهاجر . او انصار اختيار كرد . [ بحدود مداين در كوفه ، سنهء ست و ثلاثين نماند . مشهد او زيارت كردم ] [1] . حكيم بن حزام ، بروز فتح مكه مسلمان شد و صد و بيست سال عمر يافت : [ شصت سال در جاهليت و شصت سال در اسلام . در سنهء ثمان و خمسين وفات كرد ] [2] . برادرزادهء خديجه بود ، حرم رسول الله . [ حزيم ] [3] بن فاتك از بنى اسد ، راوى حديث است . عبد الملك مروان ، پسرش ، ايمن بن حزيم را رشوت گران مىداد تا عبد الله زبير را بكشد . نپذيرفت و گفت : له سلطانه و على اثمى * معاذ الله من سفه و طيش أأقتل مؤمنا و اعيش حيا * فلست بنافع ما عشت عيشى حسان بن ثابت بن منذر ، مداح رسول الله بود . پيغمبر ( ص ) او را بر هجو - كفار امر فرمودى و در حق او فرموده كه « اهجهم و روح القدس معك » صد و بيست سال عمر يافت : شصت سال در جاهليت و شصت سال در اسلام . [4] در سنهء اربع و خمسين در گذشت . پسرش عبد الرحمن از شيرين [5] كه رسول او را بحسان بخشيده ، متولد شد و پسر او سعيد ، از شعراى بلند مرتبه بودند و ايشان را نسل نيست . حصين بن نمر كاتب مداينات و معاملات مردم بود . حمل بن مالك بن النابغه از بنى هذيل . بعهد رسول ( ص ) در حى بنى هذيل بود . بعد ازو ببصره ساكن شد حنظلة بن ربيعة الاسيدى ، كاتب وحى بود و برادرزادهء اكثم صيفى بود
[1] - ق : در سنهء ست و ثلاثين نماند - ر : بحدود مداين و كوفه . . . - ف : [ بچهل روز پيش از قتل عثمان در گذشت ] . اين جمله ترجمهء دقيق اسد الغابه است : كان موته بعد قتل عثمان باربعين ليلة سنة ست و ثلاثين [2] - ف ، فقط [3] - اين اسم ، خريم است و مستوفى باشتباه آن را در ذيل حرف « حاء » آورده است [4] - ر ، ق ، م : هفتاد در جاهلى و پنجاه در اسلام . اصح همان است كه در متن آمده كما فى اسد الغابه [5] - سيرين خواهر ماريه ( اسد الغابه ) . بدين ترتيب ابراهيم پسر پيغمبر ، پسر خالهء عبد الرحمن بود