نشستى ] [1] و مزاح دوست بود و پيغمبر ( ص ) با او مزاح كردى . در سنهء سبع هجرى به خدمت رسول پيوست و تربيت يافت . رسول ( ص ) او را انبانى داده بود كه هر [ چه ما يحتاج او بودى ، در وى بودى ] [2] . در غوغاى عثمان آن انبان ضايع شد . او گفت . للناس هم و لى ذا اليوم همان * هم الجراب و هم الشيخ عثمان [3] وفاتش بروايتى در سنهء سبع و خمسين و بروايتى سنهء تسع و خمسين . هفتاد و هشت سال عمر يافت . از كبار رواة حديث است [ سعيد بن مسيب داماد او بود ] [4] . ابو الهيثم مالك بن التيهان به حكم رسول الله حراس نخل بود . بمدينه در سنهء عشرين در گذشت . او را نسل نيست . ابو اليسر كعب بن عمرو انصارى ، در روز بدر ، عباس بن عبد المطلب ، بدست او اسير شد . وفاتش در سنهء خمس و خمسين بمدينه . حرف الباء بريدة بن الحصيب الاسلمى از مهاجر است . بوقت هجرت ، در مدينه مسلمان شد . در زمان پادشاهى يزيد معاويه ، بمرو در گذشت . براء بن عازب الانصارى ، خواهرزادهء ابو برده بود . فتح قزوين او كرد . او را دو پسر بود : يزيد و سويد . [ او حاكم عمان بود ] [5] . نسل او در قزوين هستند . براء بن معرور بن صخر از بنى سلمه خزرجى . اول كسى كه در عقبه بيعت با پيغمبر ( ص ) كرد ، او بود . و اول كسى كه وصيت كرد روى من بكعبه دفن كنيد ،
[1] - ب ، ف : [ اختلاف در نام او بسيار است . اصح آنكه عبد الرحمن بن صخر از قبيله دوس . . . ] . [2] - ف : [ هر چند خرما كه خواستى از آنجا بيرون آوردى و بخوردى و بمردم دادى ] ب : هر چه او را ما يحتاج بودى ، آنجا بود ، بيرون آوردى و بخوردى [3] - بجاى اين بيت عربى ، در نسخ ب ، ف ، اين بيت فارسى كه ترجمهء آنست آمده : همه يك غمند اهل دنيا بهم * مرا فوت انبان و عثمان دو غم [4] - فقط ، ف [5] - م : حاكم عمان بودند .