responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 210


ثلاثين ، مدت عمرش هفتاد و پنج سال . عبد الرحمن وصيت كرد كه از مال او هر صحابهء بدرى كه در حيات باشد ، هر يك را چهار صد دينار بدهند ، در آن وقت صد صحابهء بدرى زنده بودند . چهل هزار دينار بديشان دادند و تتمهء ميراث او بر شانزده بخش قسمت كردند ، هر بخشى را هشتاد هزار درهم رسيده بود ، بخلاف آنچه بغلامان داد و ايشان را آزاد كرد و ايشان سى غلام بودند .
و منهم تتمة الاربعين حمزة بن عبد المطلب عم رسول الله و او با رسول ( ص ) شير خورده بود ، از ثويبهء يمنى . مادرش هاله بنت [ وهيب بن عبد مناف دختر عم مادر ] [1] رسول بود .
مردى او مشهور است و بر آن اختراعات كرده‌اند و كتب ساخته . در حرب احد ، بر دست وحشى ، غلام مطعم بن عدى شهيد شد . پيغمبر ( ص ) بر او بهفتاد تكبير نماز كرد و گفت اگر نه آن است كه دل خواهرش صفيه آرام نگيرد ، او را بگور نكردمى تا وحش و طير او را بخوردندى و او را در آن درجه بودى .
ابو ذر غفارى اسمه جندب بن جناده از بنى كنانه . وفاتش بديهى از مدينه [2] .
در سنهء اثنى و ثلاثين در گذشت . او را نسل نماند . گفتى در اسلام سيم ابو بكر و بلالم .
[ انيس بن جناده برادر ابو ذر بود ] [3] بلال بن رباح [4] حبشى ، در اول غلام شخصى از بنى جمح بود . ابو بكر صديق رضي الله عنه ، او را بخريد و آزاد كرد و او مؤذن رسول ( ص ) بود . بعد از پيغمبر ( ص ) مؤذنى نكرد . پيغمبر در بهشت ، شب معراج ، آواز نعلينى شنيد . پرسيد كه از آن كيست . جبرئيل گفت از آن بلال است . بعد از رسول بشام رفت و در سنهء عشرين هم آنجا در گذشت .
جعفر بن ابى طالب برادر مرتضى على ( ع ) بود ، ده سال از على مهتر بود ، در حرب



[1] - م ، ر ، ق : [ وهب خالهء ]
[2] - يعنى ده ربذه كه تبعيدگاه و محل مرك وى بود
[3] - فقط در نسخ ق ، ر
[4] - نسخ : ابى رياح

210

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 210
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست