باشند ، همه را سياست كن و تا خليفه معين گشتن [1] ، صهيب ، مسلمانان را امامت كند . مدت خلافت عمر رضي الله عنه ده سال بود و شش ماه و هفت روز و مدت عمرش پنجاه و پنج سال . در مدت خلافت ، ده حج گزارد . او را شش پسر بود : اول [2] عبد الله و حفصه حرم رسول ( ص ) هم از مادر او بود . او با پدر هم بكودكى مسلمان شد و تا زمان عبد الملك مروان در حيات بود . به مكه در گذشت . هشتاد و چهار سال عمر داشت . دوم زيد از ام كلثوم بنت فاطمهء بنت رسول الله ( ص ) و اين زيد را در كوفه بغلطى بكشتند و مادرش همان لحظه در گذشت چنان كه وارث و مورث معلوم نگشت . سوم عبيد الله بعهد پدر فتوح بسيار كرد . در حرب صفين بر طرف معاويه همانجا كشته شد . چهارم عاصم فاضل و خير بود . در سنهء سبعين متوفى شد . پنجم مجير و او را فرزندان بسيار بودند ، اما نسلش نماند . ششم ابو شحمه عبد الرحمن ، پدرش او را در حد خمر خوردن بكشت . حد تمام نشده بود ، كه بمرد . بعد از موت نيمهء حد ديگر بزد [3] . اول كسى كه او را امير المؤمنين خواندند عمر بود . جهت آنكه ابو بكر را رضي الله عنه خليفه رسول الله خواندند و او را در اول خليفة خليفة رسول الله مىگفتند . مغيرة بن شعبه گفت اين خطاب بمرور ايام دراز شود ما مؤمنانيم و او امير ما و اوليتر كه ما او را امير المؤمنين بخوانيم . مرتضى على و عبد الرحمن و زيد بن ثابت و زيد بن ارقم كاتبان او بودند و زيد بن احنف در مدينه و شريح بن حارث كندى در كوفه و قيس بن ابى العاص تيمى [4] و كعب بن يسار [5] در مصر قاضى او بودند . رافع مولى عمر حاجبش بود و اول كسى كه دره داشت او بود . گويند چون عمر خطاب را به خاك سپردند ، از هوا آوازى شنيدند كه اين ابيات بخواند :
[1] - نسخ : معين كنند [2] - اعداد ترتيبى در نسخهء ق نيست . [3] - تعداد اولاد او در يعقوبى چنين آمده : عبد الله ، عبيد الله ، عبد الرحمن ، عاصم ، زيد ، ابا عبيد الله در طبرى : عبد الله ، عبد الرحمن الاكبر ، حفصه ، عبيد الله ، زيد و رقيه ، عاصم ، عبد الرحمن الاصغر . در تجارب السلف : عبد الله ، عبيد الله ، عاصم ، زيد ، عبد الرحمن ، ابو شحمه [4] - چنين اسمى در طبرى و يعقوبى نيست . در طبرى ، عثمان بن ابى العاص و در يعقوبى حارث و نسبتش در هر دو ثقفى آمده و گويا صحيح عمرو بن العاص السهمى است [5] - طبرى : كعب بن سور ( ج 3 ص 304 )