نام کتاب : مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) نویسنده : سعيد الدين سعيد فرغاني جلد : 1 صفحه : 560
تفصيل و تدبير امور تفصيلى ، به وى متعلَّق شدهاند تا اين تدبير و تفصيل را براى تحقّق كمالات خودش به غايت كمال رساند ، و مطلوب حقيقى حاصل آيد ، لا جرم اين نفس او كه اصل و منشأ اين صفات است و همه آلات تحقيق كمالات اويند ، داناتر باشد به اين صفات ، پس به واسطهء تخلَّق بدو و حسن متابعت او در صرف اين صفات و مباشرت ايشان به مراعات عدل در همهء امور ، چنان كه نفس شريف صاحب اصل مباشرت نموده است علم اين صفات را به حقيقت از اين نفس او بايد گرفت هم در اين مرتبهء حس . < شعر > و فهم اسامى الذّات عنها بباطن العوالم من روح بذاك مشيرة < / شعر > و بگير نيز فهم اسامى ذات كه مفاتيح غيب عبارت از ايشان است ، از اين صفات مذكور در باطن عوالم ملك و ملكوت ، و عالم جبروت كه آن باطن عوالم غيب ذات است ، از روحى كه به حكم مناسبت به آن اشاره كننده است با كسى كه قابل فهم آن باشد ، و آن روح اعظم من است كه مظهر آن تجلَّى اول است ، و آن اسما به وى مضافند ، پس تو كه مسترشدى به واسطهء ازالت احكام جزئيّت از خودت و اتّصاف به اوصاف اين روح اعظم مناسبت با او درست كن ، تا آن اسماى غيب ذات را از اين اعلام صفات مذكور كه صور و آثار آن اسمايند ، به اشارتى كه در اين أبيات آينده روح اعظم من به حقيقت و كيفيّت آن مىكند ، فهم توانى كرد ، زيرا كه حقايق آن اسما - كما هي - در عالم علم و عبارت گنجايى ندارد ، و جز اشارت و ايمايى به آن نمىرسد ، پس اگر تو را حكم وحدت و بساطت و تحقّق به كمال اعتدال دست دهد تا از قيد هر اندك مايه از احكام انحراف و جزئيّت مراتب كه در تو مانده باشد ، به كلَّى بازرهى ، حينئذ آن اشارت فهم كنى ، چه نفس اولا از ظواهر اين صفات تشبيهى مذكور در مراتب حقايق اسماى سميع و بصير فهم مىكند ، و ثانيا در حضرت هويّت ، از حقايق و بواطن اين صفات و حقايق آن مفاتيح غيب را ، روح اعظم فهم مىكند و به آن اشارت مىكند . < شعر > ظهور صفاتي عن أسامي جوارحي مجازا بها للحكم نفسي تسمّت < / شعر >
560
نام کتاب : مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) نویسنده : سعيد الدين سعيد فرغاني جلد : 1 صفحه : 560