نام کتاب : مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) نویسنده : سعيد الدين سعيد فرغاني جلد : 1 صفحه : 555
هرگز به محمدت * ( أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّه الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ في السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَيَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَما تُعْلِنُونَ ) * [1] مبادرت نتوانستى نمود ، پس معلوم شد كه مدح صفات من است [2] هم مرا كه توفيق مىدهد هر مادحى را تا حمد من مىگويد ، و با اين همه كه صفات من مدّاح منند و موفّق و باعث بر مدح من ، و مع ذلك مدح مدّاحان مرا به صفات مذمّت حقيقت ذات من است ، زيرا كه آن كس كه اثرى از صفات من بر او غالب مىآيد تا غلبهء آن اثر بروى او را بر مدح من به آن صفت تحريض مىكند ، او مرا در آن صفت كه اثرى از آن بر او غالب است مقيّد و منحصر اعتقاد مىكند . چه حقيقت آن صفت مقيّد است به معنى مخصوص ، چون معنى تشبيه يا تنزيه ، مثلا تا هر صفتى را كه مضادّ آن معنى مىبيند ، از من نفى مىكند و بر اضافت آن به من ، انكار عظيم نمايد ، چنان كه در اثناى حديث صحيح كه در تقرير حال اهل عرصات قيامت وارد است ، مذكور است كه « فيتجلَّى لهم ربّهم في أدنى صورة ، فيقول لهم انا ربّكم ، فيقولون نعوذ باللَّه منك ، ها نحن منتظرون ، حتى يأتينا ربّنا ، فيقول : هل بينكم و بينه علامة تعرفونه بها ، فيقولون : نعم ، فيتحوّل لهم بتلك العلامة ، فيقولون : أنت ربّنا ، سبحان ربّنا . . . » پس چون آن حضرت را در نوعى از صفات تنزيهى يا تشبيهى منحصر و مقيّد ، اعتقاد كرده بودند ، لا جرم در غير آن صورت و صفت معتقد خودش ديدند ، انكار كردند ، پس چون كمال من در اطلاق است عن كلّ قيد و اطلاق ، لا جرم مدح من به صفات و تقييد و حصر من در نوعى از آن عين مذمّت من باشد . < شعر > فشاهد وصفي في جليسي و شاهدي به لاحتجابي لن يحلّ بحلَّتي [1] < / شعر >
[1] في بعض النّسخ : فشاهد وصفى بى جليسى ، و شاهدى . شارح علامه كه معاصر ناظم است و نسخهء معتبر را جهت شرح اختيار نموده است ، قطع دارد كه « في جليسى . . . » از ناظم عارف رسيده است . قوله : يحلّ بحلَّتى اى ينزل بمنزلي . [1] النمل ( 27 ) آيهء 25 . [2] صفات من است مرا كه توفيق مىدهد مر مادح مرا تا . . . م خ .
555
نام کتاب : مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) نویسنده : سعيد الدين سعيد فرغاني جلد : 1 صفحه : 555