« و سهو نبيّ از قبيل سهو ما نيست زيرا سهو او از جانب خدا و براى اين است تا معلوم گردد كه پيغمبر ( ص ) بشر و مخلوق است و نبايد كسى او را پروردگار معبود قرار دهد و تا حكم سهو مردم به وسيلهء سهو نبى دانسته شود و سهو ما از جانب شيطان است ليكن شيطان را بر پيغمبر ( ص ) و ائمه ، تسلَّط و اقتدارى نيست * ( إِنَّما سُلْطانُه عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَه وَالَّذِينَ هُمْ بِه مُشْرِكُونَ ) * سلطنت شيطان بر مشركان و پيروانش و بر گمراهان مىباشد . « كسانى كه سهو را از پيغمبر ( ص ) به دور دانسته و از حديثى كه در اين باب نقل و روايت شده دفاع كرده چنين گفتهاند : در ميان صحابه كسى به نام ذو اليدين كه اين حديث بوى منتهى مىشود وجود نداشته بلكه از اصل كسى به اين عنوان موجود نبوده پس نه راوى را اصلى مىباشد و نه خبر را حقيقتى ليكن اينان دروغ مىگويند زيرا آن مرد معروف است و او ابو محمد بن عمير بن عبد عمر معروف به ذو اليدين مىباشد و موافق و مخالف از او نقل كردهاند و من اخبارى چند در كتاب « وصف قتال القاسطين بصفّين » از او آوردهام . « و شيخ ما محمد بن حسن بن احمد بن وليد هميشه مىگفت نخستين درجه از درجات غلوّ اين است كه كسى از پيغمبر ( ص ) سهو را نفى كند . « و اگر جائز باشد كه اخبار وارد در اين باب مردود و مطرود گردد بايد جائز باشد كه همهء اخبار رد گردد و در رد همهء اخبار ابطال دين و شريعت بوقوع مىرسد و من از خدا انتظار توفيق و اجر دارم كه كتابى جدا براى اثبات سهو پيغمبر ( ص ) و ردّ بر منكرين آن ان شاء الله تعالى بپردازم »