نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت جلد : 1 صفحه : 353
4 - قرائت چهارم : قرائت 4 - قرائت 2 - در [ نمازهاى ] دو ركعتى و در دو ركعت اوّلِ از نماز سه ركعتى و چهار ركعتى ، واجب است قرائت تمام حمد ، و جائز نيست اخلال عمدى به حرفى از آن ، يا به تشديد ، يا اعراب آنها به نحو موافق قرائت قرّاء يا قانون عربيّت كه در صرف و نحو مسلَّم است . و اين معنى ، در نوافل ، معتبر و در فرائض ، واجب هم هست . و « بسمله » در فاتحه و سوره هاى ديگر غير از برائت ، جزء است ، و لازم است قرائت آن با فاتحه و هر سورهء واجبه . و در حال اختيار ترجمهء فاتحه كافى نيست . ترتيب قرائت و اخلال به آن و ترتيب كلمات و آيات بايد رعايت شود ؛ پس عكس عمدى ، مبطل است ، مگر آن كه در مقدّم ، قاصدِ جزء صلاتى نبوده باشد ، پس اعادهء مقدّم با ترتيب مىنمايد . و اگر ناسياً تقديم و تأخير كرد ، اعادهء در محلّ خودش ، كافى و لازم است با حفظ موالات قرائت ، و گر نه اعادهء اصلِ قرائت مىنمايد با حفظ موالات صلات بنا بر احوط ؛ و اگر بعد از ركوع ، متذكَّر شد ، نماز صحيح است و در بعض موارد آن ، سجود سهو ، لازم مىشود . و در صورت تقديم و تأخير سهوى كه اعادهء آن لازم باشد ، رعايت موالاتِ قرائت مىشود كه اگر فوت شد ، استينافِ قرائت لازم است . حكم ترك تعلَّم و عاجز از قرائت و اظهر اين است كه ترك تعلَّم تا زمان تحقّق ائتمام ، حكم ترك آن را در اوّل زمانِ امكان دارد ، كه اگر مفوِّت تعلَّم در زمان وجوبِ فعلىِ تعيينى شد ، حرام و مشتمل بر اثم است ، و گر نه حرام نيست اگر چه بعد از دخول وقت باشد ، و اگر وقت ، از تعلَّم ، تنگ بود و ممكن نبود اقتدا ، آن چه را كه مىداند از فاتحه مىخواند اگر چه مقصّر بود در ترك تعلَّم تا آن وقت . و اظهر وجوب ائتمام است با عدم عسر و حرج در صورت مذكوره . و هم چنين اتّباع قارى اگر پيدا شد بدون حرج ؛ و بعد از اينها قرائت از مكتوب اگر ميسّر شد براى آن چه نمىداند آن را ، و اظهر وجوب تكرار همان بعض از فاتحه است به مقدار فاتحه بنا بر احوط ، كه وجوب رعايت مقدار است ، نه تبديل به غير آن از قرآن در صورت معرفت ، و تبديل به ذكر در صورت عدم معرفت ، يا تخيير بين تكرار و ذكر و هم چنين رعايت محلّ بدل در صورت دانستن اوّل يا وسط يا آخر ، با آن چه اختيار شد ، اين فروع ساقط است . و چنانچه از فاتحه چيزى نمىداند ، اختيار مىنمايد مقدار آن را از ساير سُوَر در صورت معرفت ؛ و اظهر ، عدم لزوم موافقت در عدد آيات با « فاتحه » است ؛ بلكه كافى ، مقدارِ اين مجموع است اگر چه يك آيه باشد و زائد ، ممنوع نيست ، بلكه اختيار مىشود براى مقدّمهء علميّه و به قصد قرآنيّتِ خصوص زائد . و در صورت عدم معرفتِ « قرآن » ، به مقدار واجب از قرآن « تسبيح » و « تهليل » و « تكبير » مىگويد ، و اولى و احوط ، اختيار ذكرِ واجب در اخيرتين است به نحو تخيير و در مقدار رعايت مقدار فاتحه . و اولى اختيار ذكر اخيرتين در عوض « قرآن » در اوّلتين است ، بلكه احوط است و موافقت در مقدار ، با مبدل ، لازم نيست . و احوط اختيارِ موالات در بدل است با امكان ؛ و هم چنين اختيار آن چه را كه موالات در آن ، مقدور او است ، اگر چه مطالب و آيات در يك معنى و نظم نباشد ؛ و با عدم امكان ، تفريق مانعى ندارد اگر چه در يك معنى و نظم باشند [ البته ] اگر موالات نمازى بهم نخورد و فقط موالاتِ سوره اخلال بشود . و لازم نيست بدلِ « فاتحه » ، سورهء كامله باشد ، بلكه بعد از قرائتِ مقدار « فاتحه » از ساير سُوَر ، واجب است بنا بر وجوب سوره يك سورهء كامله بعد از قرائتِ مقدار « فاتحه » ؛ و احوط بنا بر وجوب سورهء كامله جريان مذكور از تعويض به « قرآن » و بعد از آن به ذكر به نحو مذكور در سوره است اگر نداند سوره كامله را و وقتِ وافى براى تعلَّم و ائتمام و اتّباع قارى و قرائت از روى مكتوب نباشد . لحن و غلط در قرائت و در صورت صدق قرائت و عدم تمكَّن از غير ملحون و نحو آن با رجاء تعلَّم ، آيا موظَّف به بدلِ قرائتِ بدون لَحْن است ، يا اكتفاى به اصل با لَحْن بنمايد ؟ احوط ، اختيار ائتمام و اتّباع قارى و قرائت از روى مكتوب است . و در صورت عدم امكان ، يا ضيق وقت ، يا حرجى بودن مذكورات ، اظهر جواز اكتفا به اصلِ ملحون در زمان عدم امكان تعلَّم مثل زمان يأس از تعلَّم است . جواز قرائت از روى مكتوب و جائز است بنا بر اظهر قرائت از روى مكتوب در حال اختيار ، اگر چه اوْلى ترك آن است در فريضه ؛ امّا در حال ضيقِ وقت و تعذّرِ تعلَّم ، پس قرائت از روى مصحف جائز است ، و واجب نيست ائتمام ، و مثل قرائت از روى مصحف است اتّباع قارى ، بلكه ائتمام در حكم اينها است به نحوى كه گذشت . و با امكانِ مذكورات ، تعلَّم واجب نيست اگر مفوِّت واجب نباشد ، و اگر ممكن نباشد تعلَّم و اتّباع قارى و قرائت از مصحف ، يا وقت تنگ باشد ، احوط ائتمام است و اختيار آن بر بدل قرائت ، اگر چه اكتفا به بدل ، خالى از وجه نيست ؛ و اين اكتفا ، ظاهر است در صورت حرجى بودن ائتمام . ارتفاع عذر در اثناى نماز و اگر عذر مرتفع شد در اثناى نماز ، پس اگر قبل از شروع در بدل باشد ، لازم است اصل ؛ و اگر بعد از فراغ از بدل يا در اثنا باشد عروض تمكَّن از اصل ، اظهر اكتفا در اوّل است و لازم است اصل در بقيّه . و احوط ، تمام دو سوره است در مقابل تلفيق از بدل و اصل بنا بر وجوب سوره بعد از « فاتحه » به قصد قرائت موظَّفه ، نه به قصد جزئيّتِ تمام ، بلكه با قصد جزئيّت در خصوص مقدارى كه از اصل و بدل تا آن زمان به جا نياورده است . فرض خواندن ترجمه در صورت عدم امكان قرائت و بدلِ آن ، كه ذِكر است و عدم امكان احتياط به ائتمام و آن چه با آن ذكر شد ، احوط اختيار ترجمهء ذكر است به قدر واجب آن در صورت معرفت بر ترجمهء « قرآن » در جائى كه ترجمهء « قرآن » خودش بنفسه ذكر نباشد ؛ و در صورت عدم امكان غير ترجمهء « قرآن » ، احوط اتيان به آن است به قصد وظيفهء فعليّه ( از ذكر يا ترجمهء قرآن ) . وظيفه شخص گنگ و [ شخصِ ] « اخْرس » وظيفه اش بنا بر احتياط در قرائت ، عقد قلب به قرائت ، يعنى اخطار قرائت « قرآن » در ذهن و تحريك زبان است به قدر قرائت واجبه ؛ و اگر ممكن شد ، اشاره با انگشت است به قدر واجب ؛ و اگر ممكن شد قرائتِ بدون سماع ، اظهر تعيّن آن است ، يا هر چه ممكن از اين مذكور باشد ؛ و اين به حسب اختلاف اقسام آن از گنگ و لال اصلى و عارضى فرق مىكند امكان آن ، و محتمل است كفايت آن چه با آن ، ساير مقاصد خود را براى ديگران ابراز و افهام مىنمايد ، و الله العالم . مخيّر است نمازگزار در ركعت سوّم و چهارم از نمازهاى سه ركعتى يا چهار ركعتى ، بين قرائت فاتحه و تسبيح به نحوى كه خواهد آمد . وجوب سوره و موارد جواز ترك آن و احوط عدم ترك قرائت سورهء كامله ، بعد از « فاتحه » است در حال اختيار در دو ركعت اوّل و امكان تعلَّم ، و عدم ضيق وقت ، و عدم تفويت ساير واجبات نماز ، و عدم مرضِ موجبِ مشقّت ، و عدم خوف از ضررها ؛ و اگر خوانده شد در مقام رخصت به قصد امر فعلى ، مانعى ندارد ما دام به حدّ عزيمتِ ترك نرسيده باشد ، مثل بعضِ انحاء خوف و مرض و ضيق وقت . و بايد سوره را ، بعد از « فاتحه » بخواند ، و اگر عمداً تقديم نمايد ، اعاده مىنمايد همان سوره را بعد از « فاتحه » يا سورهء ديگر را در صورتى كه اوّلى به وجه مبطلِ صلات ، واقع نشده باشد . و اگر سهواً تقديم نمود ، نماز باطل نيست ؛ و اگر بعد از فاتحه و قبل از ركوع متذكَّر شد ، سورهء كامله مىخواند على الاحوط بنا بر وجوب سوره بعد از فاتحه ، چنانچه گذشت محلّ آن ؛ و هم چنين [ است ] اگر قبل از خواندن فاتحه و بعد از خواندن سوره ، متذكَّر شود . قرائت سوره سجده دار در نماز معروف ، حرمت قرائت « عزائم اربع » در نماز است ، و فرمودهاند : باطل مىشود نماز به قرائت آنها عمداً با فعل سجود در نماز و عدم فعل آن ، با اعاده سوره ديگر و عدم آن . لكن آن چه مذكور شد ، اگر چه موافق احتياط است ، [ ولى ] محلّ تأمّل است . و اگر سهواً قرائت شد ، نماز باطل نيست ، و آيا احوط بعد از ايماى براى سجود ، اتمام سورهء ديگر و اتيان به سجودِ تلاوت است بعد از نماز ، يا تأخير سجود است براى بعد از نماز ، يا فعلِ سجود است در نماز ؟ احتمالات است ، و احوط وضعاً ، دوّم است و تكليفاً ايضاً با فوريّت عرفيّه با اعادهء سوره ديگر . و اگر متذكَّر شد قبل از تجاوز از نصف ، يا بعد از آن قبل از قرائت موضع سجود ، عدول مىنمايد به سورهء ديگر بنا بر وجوب سوره ، و هم چنين بعد از قرائت موضع سجود ، و اتمام اوّلى لازم نيست ؛ و اگر بعد از اتمام متذكَّر شد ، قبل از ركوع سوره ديگرى مىخواند بنا بر احوط ، و احوط در قرائت سوره ، قصد وظيفهء فعليّه است . و در حكم خواندن آيهء سجده است سهواً ، سماع آن اتّفاقاً از جهت محكوميّت به ايماء ، يا قضاى بعد از نماز يا فعل سجود در اثناى نماز ، چنانچه گذشت . رعايت مخارج حروف و غير آن لازم است رعايت اداى حروف از مخارج به نحوى كه در عربيّت ، صدق حرف مخصوص نمايد . و [ لازم است نيز ] مراعات حركات اعراب و بناء و سكون ، و حذف همزهء وصل در درج كلام و اثبات همزهء قطع ، و ادغام لازم به واسطه عدم تمكَّن از اداى كلمات بدون آن يا به واسطه تنوين و نون ساكنه با اجتماع آنها با حروف « يرملون » . و [ لازم است ] مدّ لازم به اجتماع حرف مدّ و سبب آن در يك كلمه در مثل « جاء » و « سوء » و « ص » و « دابّه » . وصل به سكون در نماز بنا بر اظهر جائز است ؛ و وقف غير عمدى بر حركت ، وضعاً صحيح است و اعاده ندارد ، و احوط آن است كه بدون عذر ، وقف به حركت ننمايد . و [ لازم است ] رعايت قرائت به يكى از هفت قرائت بنا بر احوط در صورت موافقت غير با عربيّت يا سه قرائت ديگر . قرائت سورهء طويله در ضيق وقت جائز نيست تفويت وقتِ اختيارىِ همان نمازى كه به آن مشغول است ، يا نماز بعدى در وقت به هيچ سبب اختيارى غيرِ موجب عذر ، اگر چه به قرائت سورهء طويله باشد ، اگر چه وقتِ يك ركعت ، ادراك بشود ؛ بلى اگر قرائت كرد با قصد قربت ، ممكن است تصحيح نماز ، حتى اگر تبديل به قضا بشود ، در صورت قصد امر فعلى كه تطبيقش اوّلًا به ادا بوده و اخيراً به قضا شده است ، در صورت عدم اخلال به قصد قربت در هيچ جزئى ، بلكه با رعايت تشخيص وظيفهء فعليّه در هر جزء ، [ صحّت ] خالى از وجه نيست . ترك سوره براى ضيق وقت و در زمانى كه اشتغال به اتمام سوره يا به اقصر سوره ها ، مفوّت وقت اختيارى است ، لازم است قطع سوره و [ رفتن به ] ركوع بدون سوره ، و نماز ، صحيح است ، در صورت عدم اخلال به نيّت از جهتى . و اگر با گمان سعهء وقت ، شروع در طويل كرد و در اثنا ، ملتفت شد كه وقت مضيّق است ، قطع و عدول مىنمايد اگر باقى ، اطول از اقصر سوره ها است ، و هم چنين در صورت شروع با نسيان و تذكَّر در اثناى سوره ، و الله العالم . حكم خواندن دو سوره بعد از حمد اظهر كراهت قِران بين دو سوره بعد از فاتحه در فريضه است در صورتى كه در دوّمى قصد قرآنيّت محضه ننمايد ، بلكه قصد جزئيّت مجموع دو سوره بنمايد ، و احوط تركِ قِران است ، و دور نيست كراهتِ مطلقِ ازيد از يك سوره به قصد جزئيّت مجموع ، نه به قصد قرآنيّت محضه اگر چه به مرتبهء كراهتِ زيادتىِ مجموعِ يك سوره نباشد . بلند و آهسته خواندن نماز و تعمّد به جهر در قرائت حمد با سوره ، يا بدون آن در اخفائيّه و اخفات در جهريّه جائز نيست و مبطل است . و محلّ جهر : نماز صبح و دو ركعت اوّل از مغرب و عشا است . و محلّ اخفات : نمازهاى ظهر و عصر و يك ركعت اخيرهء مغرب و دو ركعت اخيرهء عشا ، است ، يعنى در حمد بدون سوره ، يا با سوره به نحو معهود . و مستحبّ است جهر در قرائت در دو ركعت اوّل در ظهر روز جمعه براى امام و منفرد . و معروف ، وجوب اخفات در تسبيح در اخيرهء مغرب و اخيرتين عشا است ، مانند حمد در آنها ، بلكه بر آن نقل اجماع شده ، و لذا موافق با احتياط است ( اگر چه جواز جهر محتمل است به احتمال قريب ) . ميزان جهر و اخفات در قرائت ميزان در جهر ، ظهورِ جوهر صوت است كه لازم آن ، يا اقلّ واجبِ از آن ، سماع [ شخص ] قريب است شأناً با تمييز كلمات ، و علوِّ [ صوت ] فوق العاده ، مورد احتياط است ؛ و ميزانِ اخفات ، سماع نفس با تمييز مذكور ، شأناً با عدم ظهور جوهر صوت است ، و مثل « صوت مبحوح » كه سماعِ غير در آن ، منفكّ از ظهور جوهر صوت است مورد احتياط است . جهر و اخفات زنها و بر زنها ، جهر در جهريّه لازم نيست ، بلكه مخيّرند در جهريّه . و لازم است اخفات در اخفاتيّه ، و تخيير [ در جهريّه ] در صورت عدم اجنبىّ ، يا عدم حرمت اسماع او ، است . و خنثاى مشكل ، در اخفاتيّه ، اخفات مىنمايد و در جهريّه ، جهر در صورت عدم اجنبىّ ، يا عدم حرمت به واسطه نبودن خوف فتنه و التذاذ بنا بر اظهر كه مجرّد صوت زن عورت نيست . مستحبّات قرائت و مراد از ترتيل مستحبّ است جهر به « بسمله » در اخفاتيّه در اوّلتين و اخيرتين در حمد و سوره ، براى امام و غير ، اگر چه اخفات ، در اخيرتين ، احوط است . و مستحب است « ترتيل » در قرائت « قرآن » ، و اظهر اين است كه مراد از « ترتيل » : توسّط در سرعت و بطء است كه با تأنّى و تبيين حروف بدون مبالغه در طرفين سرعت و بطء انجام بگيرد ؛ و احوط ترك فصلِ طويل است بين ابعاض قرائت ، اگر چه به قرائت « قرآن » يا ذكر يا سكوت طويل باشد [ زيرا ] كه ممكن است نظم سورهء واحده مختلّ شود . و مستحبّ است اختيار سوره هاى مخصوصه ، در فرائضِ ايّام و ليالىِ مخصوصه ، حتى ظهرين « جمعه » و « نماز جمعه » اظهر استحباب [ سورهء ] « جمعه » و « منافقين » است در آنها ، اگر چه احوط عدم ترك آنها است بدون عذر . و مستحبّ است [ كه ] امام اسماع نمايد مأمومين را آن چه از قرائت در جهريّه و اذكار و تشهّد مىخواند بدون علوّ مفرط . و مستحبّ است قبل از قرائت در ركعت اوّل اسراراً بگويد : « اعوذ با لله من الشّيطان الرّجيم » ، يا « اعوذ با لله السّميع العليم من الشّيطان الرّجيم » و دوّم افضل است . و مستحبّ است « سكته » بعد از حمد و « سكته » بعد از سوره ، اگر چه بعد از اذكار مأثورهء آن موقعها باشد ، يا قبل از اذكار . حرمت « آمين » حرام است « آمين » بعد از « حمد » براى امام و مأموم و منفرد جهراً و سرّاً ؛ و احوط ، بطلان نماز است با تعمّد آن در غير « تقيّه » ؛ و اظهر جريان « تقيّه » در آن است ؛ و احوط ترك آن در ساير احوال نماز يعنى در غير محلّ معهود از عامّه در مذهب و عمل است . اعتبار موالات در قرائت احوط اعتبار موالات عرفيّه است بين ابعاضِ قرائتِ « حمد » يا « سوره » ؛ پس اگر سهواً فوتِ موالات شد به غير آن چه كه مأثور است و مفوّت نيست از ادعيه و تكرير به اين كه سورهء ديگرى در ضمن سوره اى خواند و ممكن نيست تدارك موالات ، استيناف قرائت آن سورهء اوّل مىنمايد ؛ و ممكن است در صورتى كه مفوّت ، شروع در سورهء ديگر باشد ، اكتفا به اتمام دوّم نمايد در صورت عدم اخلال به نيّت . و در صورت عدم تفويتِ آن چه سهواً قرائت كرده ، اكتفا به اتمام اوّل مىنمايد ؛ و در صورت تعمّد به فصلِ مفوّت ، احوط اتمام ، يا استيناف قرائت ، يا آن چه در آن اخلال موالات شده و اعادهء نماز است . و موالات عرفيّه ، حدّ آن مختلف است در كلمه و كلام و آيه و سوره و نماز . نيّت قطع قرائت و بعض فروع موالات در آن و اگر نيّتِ قطعِ قرائت كرد و سكوت كرد ، پس اگر [ آن ] سكوت ، مفوّتِ موالات نماز است به واسطه طول آن ، اعاده مىكند ؛ و هم چنين اگر نيّتِ قطع قرائت بدون عود كرد ، پس از آن عود نمايد بنا بر احوط . و اگر سكوت ، مفوّتِ موالات قرائت است ، فقط استيناف قرائت مىكند ؛ و اگر نيست ، اتمامِ همان قرائت مىنمايد ، و نيّت قطع قرائت ، مبطل قرائت نيست در صورتى كه نيّت نماز و ادامهء آن باقى است . و اظهر ، عدم فرق در فوت موالات عرفيّه بين اعذار مانعهء از وصلِ ابعاض ، و غير آن است ، و امر در اوّل ، اوسع نيست از تعمّد ؛ بلكه نسيان و سكوت طويل سهواً و نحو اينها و تكرير آيه نه به قصد جزئيّت ، در حكم اذكار و قرائتِ در ضمن است كه ضرر ندارد ، ما دام مفوّتِ موالات عرفيّه نباشد . غلط يا شك در صحّت اداى كلمه و اگر كلمه اى غير صحيح ادا شد ، يا مشكوك شد در محلَّش ، بايد اعادهء آن نمايد و آن چه بعد از آن خوانده شد ، و آن چه قبل از آن بوده لازم نيست اعادهء آن ، مگر آن كه به واسطه اتّصال ، مثل كلمهء واحده باشد ، مثل « الف و لام » اگر چه « قمرى » باشد بنا بر احوط . سوره هايى كه به تنهائى كفايت نمىكنند اظهر بنا بر وجوب سورهء كامله بعد از حمد وجوب جمع بين « الضّحى » و « أ لم نشرح » و نيز بين « الفيل » و « ايلاف » در ركعت واحده است ، و احوط ، قصد امر فعلى است در بسمله دوّم و عدم قصد جزئيّت . اخفات در موضع جهر و عكس آن و اخفات در موضع جهر و بالعكس با علم و عمد ، يا تردّد در حكم يا موضوع ، موجب بطلان نماز است ؛ و اگر از روى نسيانِ حكم يا موضوعِ جهريّه و اخفاتيّه باشد ، يا غافل از اين تقسيم باشد ، يا جاهل به حكم باشد ، يا [ جاهل به ] موضوع جهريّه و محلّ آن يا اخفاتيّه باشد ، اگر چه مقصّر در سؤال بوده اعاده ندارد با [ فرضِ ] قطع به خلاف ، به نحوى كه قصد قربت متمشّى بشود ، نه با تردّدِ موجب سؤال بنا بر اظهر . و فرقى بين مرد و زن ، در حكم مذكور با حيثيّت و خصوصيّت مذكوره ، نيست ، يعنى در جهر زن در اخفاتيّه . و اگر در اثناءْ متنبّه شد ، تدارك لازم نيست و اتمام مىنمايد بنا بر اظهر . و دور نيست اطلاق معذوريّت به صورت وجوب اخفات براى عارضى مثل مأموميّت ، پس طارى شود يكى از موجبات معذوريّت كه ذكر شد . تسبيحات اربعه مجزى است در ركعت سوّم و چهارم از فرائض يوميّه ، عوض حمد بگويد : « سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر » سه مرتبه ، و اقوى كفايت يك مرتبه است ، و اين كه سه مرتبه ، افضل و احوط است . و احوط رعايت ترتيب مذكور و عدم اكتفا به اقلّ از يك مرتبه به ترتيب مذكور است . و اگر قرائت كرد با قصد تسبيح ، يا بعكس ، پس اظهر لحوقِ حكمِ سهو است ؛ و مىتواند اتمام و اكتفا نمايد به آن چه به جا آورده است با نيّت مقارنه ، اگر چه سابقاً قصد خلاف داشته در ابتداى نيّت نماز ، يا قبل از شروع در يكى از آنها ، بخلاف صورتِ محضِ سبقتِ لسان بدون قصد مقارن ، كه اكتفا به آن نمىشود ؛ بلكه مىتواند به قصد سابق عمل نمايد ، يا استيناف نمايد با قصد جديد ، آن چه را كه غلطاً خوانده بود . و اختيار بين قرائت و تسبيح در ثالثه و رابعه ، مطلق است و مىتواند در يك ركعت ، خلافِ مختارِ در ركعت سابقه نمايد . جواز قرائت سورهء سجده دار در نافله اگر در نافله ، قرائت سوره اى از « عزائم » كرد ، جائز است ، و واجب است سجود تلاوت ؛ و بعد از عود ، مستحبّ است در صورتى كه آيهء سجده در آخر سوره بوده ، قرائت فاتحه نمايد و ركوع كند ، و هم چنين اگر استماع يا سماع كرد موجب سجود تلاوت را . معوّذتين « معوّذتين » از سوره هاى قرآن مىباشند و قرائت هر كدام از آنها در فريضه و نافله ، جايز است . مشخص نمودن بسملهء هر سوره تعيين « بسمله » در حمد ، و در صورت نذر و شبه آن ، و ضيق وقت از غير از يكى كه مىداند ، و ندانستن غير يكى ، براى كسى كه قاصد عمل به وظيفهء واجبه است ، لازم نيست ، و در غير اين دو صورت ، لازم است تعيين ، و آن حاصل مىشود به قصد سورهء خاصه و به قصد اتْباع به آن چه از او صادر مىشود ، اگر چه نداند فعلًا ؛ و عزم مستقرّ به جريان بر عادت مستقرّه ، به منزلهء قصد خاص است ، كه اگر عدول كرد با يكى از مشخّصات ، احوط اعادهء بسمله است . عدول از سوره اى به سوره ديگر عدول از سوره اى به سورهء ديگر عمداً ، جائز است در صورتى كه به نصف آن نرسيده باشد ؛ و اگر تجاوز كرده از نصف و دو ثلث ، جائز نيست عدول اگر چه دوّمى « اخلاص » و « جحد » باشد بنا بر احوط ؛ و احوط عدم عدول است در صورت بلوغ نصف ، و هم چنين ما بين نصف و دو ثلث ، و همين تحديد ، احوط است در عدول از غير سوره « اخلاص » و « جحد » به سوى يكى از آنها . و عبرت ، به كلمات است بنا بر اظهر ، و تخمين و حدس ظنّى به عدد ، كافى است ، و فرقى بين ركعت اوّل و دوّم نيست . و عدم جواز عدول از « اخلاص » و « جحد » ، اگر چه قبل از نصف باشد ، مگر به سوى « جمعه » و « منافقين » در روز جمعه اگر از نصف نگذشته باشد ، و هم چنين از غير « اخلاص » و « جحد » در روز جمعه به سوى « جمعه » و « منافقين » ، و عدم جواز عدول از دو سوره روز جمعه اگر چه قبل از نصف بوده و به سوى « اخلاص » و « جحد » باشد ، موافق احتياط و مشهور است . و هم چنين است عدول در روز جمعه در ركعت اولى به سوى « جمعه » و در دوّم به سوى « منافقين » چه در نماز جمعه و چه نماز ظهر آن روز باشد . و در صورت عدولِ جائز ، اعاده مىنمايد بسمله را اگر چيزى از بعد آن خوانده ، يا آن كه قصد سورهء اولى كرده بوده به ترتيبى كه گذشت . و اگر به سبب نسيان يا عذر ديگر از قبيل ضيق وقت و تضرّر ، متمكَّن از اتمام سوره نباشد ، حتى به وسيله اتّباع قارى و نحو آن از امور جائزهء در حال اختيار ، عدول جائز است بدون تحديد به نصف و يا سورهء مخصوصه و يا به سورهء مخصوصه . و احوط در صورت معذوريّتِ در عدول ، اختيار عدول ، به سوى متيقّن در حال فعلى است ، مثل « توحيد » و « جحد » ، يا دو سوره در روز جمعه در صورتى كه عذرى مانع از اينها نباشد .
353
نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت جلد : 1 صفحه : 353