responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت    جلد : 1  صفحه : 349


عاجز شد ، نشسته تكيه كند ؛ و اگر از آن هم عاجز شد ، بخوابد به دست راست رو به قبله ، اگر از آن هم عاجز شد بخوابد به دست چپ ؛ و اگر از آن هم عاجز شد ، بخوابد بر پشت و پاها رو به قبله باشد ؛ و اگر احوالش بِه شد ، بعكس مذكور برگردد [1] ؛ و اگر كوتاهى كند ، نمازش باطل است .
3 - تكبيرة الاحرام سوّم : تكبيرة الاحرام [2] . بدان كه واجب است تكبيرة الاحرام و آن ، ركن نماز است و



[1] به ترتيبى كه در تعليقه ذكر شد و هم چنين ساير قيود مذكورهء در قيام در تعليقه رعايت شود .
[2] 3 - تكبيرة الاحرام 2 - و آن ركن است ، [ و ] نماز بدون آن صحيح نيست اگر چه با فراموشى ، مفقود شده باشد . و صورت « تكبيرة الاحرام » : « اللَّه اكْبَر » با قطع دو همزه و بدون هيچ تغييرى است بنا بر احوط . و ترتيب و موالات در صورت مذكوره ، واجب است بنا بر احوط . و اظهر عدم وجوب وقف بر آخرِ تكبير است . و مرادف جملهء مذكوره و ترجمهء آن ، كافى نيست ؛ و هم چنين اخلال به حرفى يا اعرابى از جملهء مذكوره به صورت مذكوره كه باعث لحن بودن آن باشد ، مفيد در دخول در نماز نيست . ( لزوم تعلَّم « تكبيرة الاحرام » ) و اگر قادر به تلفّظ به آن ، با عربيّت نباشد ، واجب است در سعهء وقت ، اشتغال به تعلَّم و مقدّمات آن ، اگر چه با مهاجرت باشد ، تا يأس از تعلَّم حاصل شود ، يا آن كه اقلّ مجزى را تحصيل نمايد . و اگر بداند كه در وقت ، ممكن نيست تعلَّم [ اصلًا ] ، يا تعلَّمِ تمامِ واجب ، لازم است قبل از وقت ، مشغول به تعلَّم شود ، بلكه اگر احتمالِ فوتِ در وقت بدهد ، لازم است احتياطاً قبل از وقت ، مشغول بشود ، و تا آخرِ وقتِ نماز هر چه را ياد نگرفته است ، تكليفِ به مبدَل ساقط است ، و كافى است تلفّظ به بدل با هر لغتى كه باشد ؛ و احوط اختيار لغت خودش يا لغتى كه بفهمد مدلول الفاظش را ، است بر غير ، و اظهر در ترجمهء تكبير در فارسى : « خدا بزرگتر است » مىباشد . ( تكبير شخصِ لال ) و اخرس ( گُنگ ) اگر عاجز از بعضِ واجب در تكبير است از كميّت يا كيفيّت ، اتيان به مقدورِ خودش مىكند ، و اگر رأساً عاجز از تلفّظ است ، تشبّه صورى به تحريك زبان و تعيين مقصود از تكبير به اشارهء به انگشت مىنمايد بنا بر احوط . ( استحباب هفت تكبير ) و مستحبّ است ، گفتن هفت تكبير در اوّل نماز ، و تكبيرة الاحرام ، يكى از آنها است . و مخيّر است بنا بر اظهر در نيّت افتتاح و احرام به يكى از آن هفت ؛ و اگر تعيين نكرد ، متعيّن مىشود در آخرى كه تا قبل از آن ، تخييرِ در فعل و ترك ، و در احرام به آن چه به جا مىآورد و عدم آن ، دارد ؛ و اگر تعيين كرد در يكى ، بقيّه ، مستحبّاتِ خارجه يا داخله مىشود ؛ پس مقدّمِ بر آن معيّن ، منافيات با آنها جائز است و مؤخّر از آن معيّن ، منافيات نماز با آن ، جائز نيست . و همهء آن چه ذكر شد ، در صورتِ سبقِ نيّت نماز ، به تمام اجزاى آن است ، و گر نه قابل احرام و افتتاح آن چه مقارنِ نيّت يا متأخر از آن است ، خواهد بود ، و مقارنت در صورت لزومِ اخطار ، لازم است ، و سبق در صورت كفايت داعى ، مجزى است . ( تكرار تكبيرة الاحرام ) اگر تكبيرة الاحرام را دو دفعه عمداً گفت ، نمازش باطل مىشود ، و اگر سهواً دوّمى را گفت ، اظهر عدم بطلان نماز است ؛ و اگر نيّتِ افتتاح به دوّمى ، مستلزمِ نيّتِ خروج از نمازى كه داخل در آن شده بود به اوّلى باشد و نيّت خروج را مبطل دانستيم چنانچه گذشت انعقاد نماز با دوّمى و تمام آن بعد از خروج از نماز با نيّت مذكوره ، اظهر است . و اگر نيّتِ خروج ، مُخرج و مبطل نباشد ، بلكه تمام تكبير دوّم ، مبطل باشد ، صحّت نماز و انعقاد آن ، محتاج به تكبير سوّم ، به قصد افتتاح است ؛ لكن احتياجِ بطلان به تمامِ اين ذكرِ غيرِ مأمور به اگر چه حرام نيست در نافله محلّ تأمّل است . ( اعتبار قيام در حال تكبيرة الاحرام ) و معتبر است « قيام » در حال تكبيرة الاحرام در نمازى كه موظَّف به قيام است در آن ، و ظاهراً اعتبار قيام در حال تكبيرة الاحرام ، مخصوص به عمد نيست ، و احوط عدم اختصاص اعتبار طمأنينه به عدم اضطراب يا مشى در حال تكبيرة الاحرام ، به حال عمد است . ( مستحبّات تكبيرة الاحرام ) مستحبّ است براى امام جماعت ، جهر به تكبيرة الاحرام ، و اخفات در بقيّهء تكبيرات ، [ و اين استحباب ] براى اعلام مؤمنين ، به دخول امام در نماز [ است ] ، و براى منفرد جهر و اخفات و مختلف [ نيز ] جائز است ؛ و براى مأموم ، خصوص اخفات در همه . و اسماعِ او امام را ، مورد نهى است . مستحب است رفع يَدَيْن به نحو معهود از قلب در حال تكبيرة الاحرام ؛ و ساير تكبيرات نماز ، و در حقّ امام جماعت ، تأكّد دارد . و اظهر تخيير در رفع تا پايين گوشها ، يا مقابل روى ، يا مقابل خدّين ، يا محاذى « نحر » است . و امّا مجاوزت اذُنين و سَر در رفع يدين ، پس موردِ نهى است [ كه ] مكروه يا محرّم تشريعى است ، بلكه ممكن است در قنوت و مطلق دعا در فريضه ، چنين باشد كه در تكبير ذكر شد . و مقارنت عرفيّه ، كافىِ در اين مستحبّ است و لازم نيست انطباق در اوّل و وسط و آخر رفع با تكبير ؛ و محتمل است به غير اينها ، اداى اين مستحبّ شود . و مستحبّ است ضمّ اصابع در حال رفع ؛ و در ابهام تأمّل است .

349

نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت    جلد : 1  صفحه : 349
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست