نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت جلد : 1 صفحه : 214
چيزهائى كه تيمّم بر آن ، جائز است س تيمّم بر غير زمين مىتوان كرد يا نه ؟ ج جايز نيست تيمّم ، مگر بر زمين ، خواه خاكِ خالص باشد ، يا سنگ [1] و يا گچ و آهك پيش از پختن [2] آنها ، يا غير آنها از هر چيزى كه « زمين » گفته مىشود ، هر چند رنگين باشد و هر چند غبارى از آن به دست نچسبد . و جايز است تيمّم بر خاك قبر و خاكى كه دفعهء ديگر به جهت تيمّم استعمال شده باشد . و ترك نشود احتياط به اين كه به خاك خالص تيمّم كند با تمكَّن و بعد به زمين [3] و بعد به سنگ و الَّا تيمّم نمايد به غبار [4] و اگر ممكن نشد ، تيمّم نمايد به گِل اگر ممكن نباشد خشكانيدن آن [5] .
[1] و « مَدَر » يعنى كلوخ و سنگ ريزه و ريگ و هر چه از زمين خارج نباشد ، مانند خروج معادن و خاكستر چوب . [2] بنا بر احوط در صورت نبودن چيزى كه به آنها تيمم صحيح است با داشتن مطبوخ آنها . و اگر نباشد غير گچ و آهك مطبوخ ، احتياطاً جمع مىكند بين تيمّم به آن مطبوخ و بين متأخّر از آن از گِل و غبار . و هم چنين است احتياط در آجر و خزف ، يعنى سفال و مثل آن . و در صورت نبودن چيزى ، احوط جمع بين نماز با تيمّم در آنها و قضا است . [3] اين ترتيب خالى از تأمّل نيست . [4] اگر با تكان دادنِ غباردار مىتواند تحصيل خاك تيمم نمايد ، لازم است و با غبار آن تيمّم ننمايد ، و اگر نه تيمّم مىنمايد با رعايت استيعاب دستها در غباردار و ضرب عنيف على الاحوط . [5] بنا بر احوط و اگر ممكن است خشكانيدن به نحوى كه خاك شود بلكه مطلق خشك و وقت فوت نمىشود ، لازم است . و مقدّم است بر غبار ، مقدّم بر گِلِ آبدار . و امّا ترتيب بين غبار و گِل كه عبارت از « وَحَل » باشد ، در صورت عدم امكانِ جمع و خشك كردن به نحوى كه ذكر شد ، پس موافق احتياط است . و اگر ممكن است با برف و يخ ، اقلِّ جريان لازمِ در وضو را تحصيل كند ، لازم است و تيمّم نمىنمايد . تيمّم با ديوار از خشت و گل ، بلكه با آجرِ گل مالى شده ، جايز است اختياراً . تيمّم با چيزهائى كه معدنيّت آنها مشكوك است ، مانند گل ارمنى و گل سر شورى و سنگ آتشگير ، بىاشكال نيست و احتياط مناسب به نحو متقدّم ترك نشود . و چيزهائى كه حالت سابقهء ارضيّت آنها معلوم است و يقين به زوال آن حالت حاصل نشده ، مانعى در تيمّم با آنها نيست . زمين شوره زار اگر نمك از روى آن برداشته يا نباشد ، مانعى از تيمّم به آن نيست و مستهلك مانعى ندارد ، از قبيل كاه و خاكستر چوب ، بلكه دور نيست متميّزِ قليل ، غير مانع از صدق استيعاب عرفاً باشد . احوط پاك كردن دست است از چيزى كه بعد از ضرب به آن چسبيده باشد تا حاجب نباشد عرفاً . زمين و خاك اگر چه با رطوبت باشند ، مىتواند اختياراً به آن تيمّم نمايد ، پس طين متأخّرِ از غبار ، گِلِ مخلوط به آب است كه به دست مىچسبد ، نه گل مرطوب يا خاك مرطوب . در غبار غير مجموع ، صدقِ عرفىِ « غباردار » و استيعاب عرفى آن عرضاً و طولًا براى دست ، كافى است . و در تراب حاصل از نفض غبار ، صدق عرفى تراب در عمق و عرض و طول دست ، به حدّ استيعاب عرفى ، كافى است و رعايت ازيد از تراب و غبار از مقدار مذكور ، لازم نيست . ( تيمّم يا وضو با نجس و مشتبه به نجس ) تيمّم با نجس ، صحّت ندارد ، حتى با جهل و نسيان ، بخلاف مستصحب الطهاره غير مستصحب النجاسه ؛ و اگر انحصار در مشتبه به نجس داشته باشد ، تيمّم به هر دو مىنمايد ، اگر چه در صورتى كه با دو آبِ مشتبه ، وضو نمىكرد . و اگر يكى از آنها متعبّد باشد فعلًا شرعاً به طهارت آن ، با تيمّم به خصوص آن ، اكتفا مىنمايد . و اگر علم اجمالى به نجاست آب يا خاك دارد با انحصار ، اظهر جواز اكتفا به طهارت مائيّة است ؛ و احوط خوددارى از استصحاب يكى از دو بعينه ، در نماز است ؛ و احوط جمع است . و در صورت علم به طهارت تعبّديه يكى بالخصوص ، مىتواند متطهّر به آب شود اگر مورد تعبّد ، آب است . و اگر مورد تعبّد ، خاك است ، مىتواند ايضاً تطهّر به آب نمايد . و اگر علم به نجاست تعبّديهء آب دارد بايد تيمّم نمايد ؛ و اگر علم به نجاست تعبديّهء خاك دارد ، بايد تطهّر به آب نمايد . ( علم تفصيلى يا اجمالى به غصبى بودن آب يا خاك ) و اگر علم اجمالى به غصب يكى از آن دو دارد و تعبّدى خاص نباشد به عدم غصبيّتِ يكىِ معيّن ، فاقد الطهورين مىشود و علم اثر ندارد ، بلكه شك كافى است ، و احوط جمع بين اداى بلا طهارت و قضا است با طهارت . و تيمّم با مغصوب با فعليّت حرمت ، صحيح نيست در تقدير دخول ضرب در تيمّم ، يا خروج آن با عبادى بودن آن . و مكره مثل محبوس تيمّم او صحيح است ، و هم چنين تيمّم با تراب در محبَس اگر تصرّف زائد بر ماندن نباشد ، يا آن كه مرضىّ مغصوب منه باشد . و وضو با آب محبس جايز نيست مگر با علم به رضاى مالك ؛ بخلاف آب مباح و وضوى با آن در محبس با محافظت از تر شدن فرش محبس مثلا كه مغصوب است فرضاً ، بلكه وضو با آب غصبى نمىگيرد و تيمم مىنمايد .
214
نام کتاب : جامع المسائل ( فارسي ) نویسنده : الشيخ محمد تقي بهجت جلد : 1 صفحه : 214